1
افسردگی
سلام دختری 20ساله هستم پدرم و از دست دادم و با مادرم و برادر معلولم زندگی میکنم چند سالی بخاطر همین موضوع خیلی ناراحت بودم و میترسیدم که مادرمم از دست بدم و تقریبا هروز گریه میکردم برای این ترس اما خب مانعی برا بقیه فعالیت هام نبود انا الان دو سه ماه که شکست عاطفی خوردم و واقعا داغون شدم بعدشم که فهمیدم کنکور قبول نشدم همه چی خراب تر شد الان نزدیک به دوماه ک تو خونه ی گوشه نشستم همش گریه میکنم غذاهم شاید چند روزی ی بار بخورم همش میخوابم یا خودمو میزنم به خواب قبلا فک میکردم ک شخص احساسیم برگرده حالم بهتر میشه اما الان فقط به مرگ فکر میکنم هم دوست دارم زندگی به روال عادی برگرده هم نمیتونم کاری کنم لطفا راهنماییم کنید














سلام به شما دوست عزیز
با توجه به افکار وسواسی که نسبت به مرگ مادر دارید و شرایط روحی که بعد از رابطه عاطفی و کنکور تجربه کرده اید بهتر است که به روانشناس مراجعه دشاته باشید چون همه این موارد می توانند باهم در ارتباط باشند و با بهبود شرایط روحی می تواند هم اضطراب کمتری را تجربه کنید و هم اینکه روابط خود را بر مبنای شناخت بیشتر و هدفمند مورد بررسی قرار بدهید در کنار اینکه عملکرد درسی شما نیز به سطح اصلی خود نزدیک تر می شود .
بهتر است که بجای تمرکز بر مرگ که راحل محسوب نمی شود با مراجعه به روانشناس شرایط بهتری را برای ادامه زندگی ایجاد کنید چون همه این موارد بخاطر شرایط روحی شما می باشد و با درمان این افکار مرگ نیز کاهش می یابد و شما می توانید مسیر بهتری را تجربه کنید .