اهمیت همسر به خانواده و کار
باسلام.من حدود سه ساله که ازدواج کردممشکلی که دارم با الویت بندی همسرم در زندگیه.اولویت ایشون اول کارو خانواده اش.بعد زندگی خودش.برای همه مایه میزاره مشکلاتشونو حل کنه از خانواده اش بگیرین تا همکاراش.اما به مسائل خودمون که میرسه تعلل می کنه.بااینکه غیرخودش دو خواهر و برادر دیگه هم داره ولی تمام کارهای پدرو مادرش و باید انجام بده حتی تا نظافت خونه شون.مشکل مالی و گرفتاری چه پدر و مادر چه خواهرو برادر و بچه های اونا رو انگار باید شوهرم حل و فصل کنه.اوناهم هرکاری دارن زنگ میزنن به شوهرم.و واقعا فرصتی برای من نمی مونه که حتی بخوامباهاش درد دل کنم.شبها تا ساعت ۷و۸ سرکاره و وقتی برمیگرده اینقدر که شام بخوره و فیلمی ببینیم و بخوابه..اگر دوستی آشنایی کسی کاری داشته باشه با خستگی تمام باز نه نمیگه .اما حاضر نیست حتی یه پیاده رکی باهم بریم.تفریح ما فقط دیدن فیلم.من بااینکه خودمم شاغلم اما سعی کردم به گونه ای باشم که از نظر غذا و رفت و روب و …کسری نداشته باشه حتی روزی نشده بیاد خونه چای حاضر نباشه.مثل خیلی خانمها هم نیستم ک بخوام کارگر برا خونه بگیرم تمام کارهارو خودم انجام میدم واس همین فکر می کنم نشکل از رفتار خودمه.احتمالا فکر میکنه من هیچ مشکلی ندارم.
واقعا نمی دونم باید چه رفتاری داشته باشم دارم افسرده میشم از تنهایی.راهنمایی لازم دارم.














خانوم شما اولویت اول بلید باشید ونیستید کاملا روشنه پسشنهاد میکنم یا این شرایط و بپذیرید یا ابن که با این اقا جدا گانه برای یک مدت زندکی کنید بعد ببینید واکنش این اقا چیه میتونه شنارو رک کنه که بعیده این اقا اول برای پرزو مادزش تزییت شده اگر هم کنار بکشه اق میشه چون برادر خواهرهاش این اقا گذاشتن تو حونه امدن بیرون احساس میکنم بچه اخر خونه باشه چون فرمانبر بوده تو سری خور بوده ولی ازش تشکر شده و تایید شده و همینجور مانده .وتغییر هم نخواهد کرد