سلام خانوم دکتر
ببخشید مزاحم میشم
از همین ابتدا بگم من ۱۸سالمه و یک دختری رو از صمیم قلبم دوستش دارم و اونم منو دوست داره
قصدم هم ازواج هستش در آینده
من تهران هستم و ایشون ساری هستن سر همین قضیه شاید تپ سال ۳،۴بار بیشتر همو از نزدیک نبینیم
جدیدا باهاش بحث میکنم و ناراحتش میکنم مقصرشم خودم هستم
بار خا بار خا سر همین موضوع باهاش بحثم شده و ناراحتش کردم
منکر این قضیه نمیشم مقصر منم که ناراحتش میکنم
ولی موقعی که‌همو از نزدیک دیده بودیم ذوق و شوق بیشتری داشت با من چه پش گوشی چه چت کردن…
ولی الان‌مه این که بگم سرد شده نه انگار‌ دیگه اون ذوق شوق سابقو که تازه همو دیده بودیمو نداره
بار ها بار ها این‌موضوع رو براش مطرح کردم و ناراحتش کردم شاید یجورایی بچه گانه باشه ولی تو ذهنم همش این سوال میاد که چرا اینطوری شد؟
الانم سر همین‌موضوع جوابمو نمیده
اطفا کمکم کنید واقا از صمیم قلبم میگم
دوسش دارم
باز هم مطلب زیاده اگه وق مناسب دیگه پیش‌بیاد مطرح میکنم
ممنونم ازتون🙏