من یه دختر 12 سالم . فرزند چهارم خانواده . مامانم از وقتی که من یادم میاد بامن بد بوده هر فحشی که بلده به من میگه . حتی شده بعضی وقتا به من خر هم بگه واقعا دیوونه ی به تمام معناست . مثلا اون به من فحش میده بعد من باید برم نازشو بکشم تا دوباره باهام آشتی کنه بعضی وقتا جفت پا میپره روم از اون طرف خواهر زادم مثل احمقا رفتار میکنه باایمن که شیش سال از من کوچیک تره ولی تمام بدم سیاه و کبوده چرا ؟ چون اون خانون خانوما میزنه منو . بعد مامانم و مامانش به جای اینکه بیان منو ناز بدن میرن قربون صدقه ان میرن بعد بعضی وقتا من از خودم دفاع میکنم یدونه میزنم زیر گوشش بعد همه میگن من اول اونو زدم . بعد باباش بهش یاد داده میکنه خاله احمق من چقدر بی عقله که منو میزنه . من خودم شنیدم که داشت بهش میگفت . یعنی یه روز خوش ندارم از دست خانوادم . فقط یکی از اعضای خانوادم بهم اهمیت میده اونم بچهی دوم خونواده یعنی آبجیمه