1
برخورد با شوهر
با سلام و خسته نباشید.
یکسال هست ازدواج کردم. همسرم علاقه ای به آمدن به خانه پدرم ندارد و تنها بعضی شبها نیم ساعت سری میزنیم. اگر عصر بخواهم بروم مخالفت نمیکند اما مشخص است که دوست ندارد و شب با بی میلی و سردی با من برخورد میکند مخصوصا اگر برای شام گفته باشم آنجا بمانیم. این را میدانم که یک سری رفتار و خصوصیات خانواده ام را دوست ندارد ولی هیچ وقت بی احترامی نکردند اما بلاخره نمیتوانم با پدر و مادرم قطع رابطه کنم.. چه کنم تا هر دو طرف راضی باشند؟
البته منزل مادرش زیاد میرویم و تمایل دارد














در خصوص مشکل همسر شما با خانواده تان، به نظر مي رسد بايد تمرکز بيشتري روي مسئله اعتماد بين همسر و خانواده تان داشته باشيد. شما بايد بتوانيد يک دوست و مهمتر از آن يک شنونده خوب براي همسرتان باشيد. پاي صحبت او بنشينيد و سعي کنيد داستان را از زاويه ديد او بررسي کنيد. دقت کنيد چه نکات و اتفاقاتي او را به اين سمت سوق داده که پاي نفر سومي (پدرتان) را به اين ماجرا باز کند. شفاف و مستقيم صحبت کنيد و در پي ابهام زدايي باشيد. اجازه دهيد او احساس کند کنارش هستيد و واقعا مي خواهيد به او کمک کنيد تا دغدغه اش کمرنگ شود. مهم تر اين که با اين کار ،او متوجه خواهد شد شما در پي ساختن زندگي مشترک تان هستيد و آماده ايد تا سلامي دوباره به اين زندگي داشته باشيد.
اجازه دهيد همسرتان اين امنيت را در کنار شما احساس کند که مي تواند با شما از تمام حس هاي خوب و بدش صحبت کند بدون اين که ترسي از دوري و فاصله گرفتن شما داشته باشد. اگر فکر مي کنيد در مدت اين ۸ ماه اشتباهاتي از ناحيه خانواده شما سر زده، بپذيريد و به همسرتان حق بدهيد که بابت آن ها عصباني باشد. نگاه منصفانه و بدون تعصب به قضايا مي تواند عاملي باشد که اتفاقا اعتماد همسرتان را به شما بيشتر سازد. ضمن اين که پيشنهاد مي کنم حتما با يک روانشناس متخصص مشورتي داشته باشيد و با توضيحات بيشتر از اتفاقات رخ داده، کمک بيشتري بگيريد.