سلام،من۲۵ سالمه،دیپلم تج دارم،سالهاس پشت کنکورم ولی نمیخونم،بخاطر دروغی ک بابت رتبم ب خونواده گفتم هر سال پشت میمونم با هدف اینکه ی روز بخونمو برم دانشگا و بعد شاغل شم
متاسفانه هیچ وقت نخوندم و تمام این سالا تو مجازی پی چت و رمان و فیلمو..بودم
خیلی حسرت وقتی ک رفته رو میخورم،همش باخودم میگم الان همه با خودشون میگن این دختر چقد خنگه ک اینهمه سال کنکور قبول نشده،در حالی ک من اصن نخوندم
راستش علاقه ب کارای دیگ و اینک فلان کلاس برم ندارم
هدفم اینه درس بخونم بعد شاغل شم
ولی نمیخووونم نمیدونم چرا ،اینهمه سااال چرا نخوندم چرا نمیفهمم خودمک
و اینکه من تو این سالا یبار ۵ سال بایکی رابطه مجازی داشتم،ک تموم شد،یبارم تو چت روم وقت میگذروندم،الانم ی ساله با ی اقایی مجازی دوستم و یبارم حضوری دیدمش پارسال قول گذاشتیم ک من درس بخونم دانشگا قبول شم ک اون بتونه ب خونوادش بگه ک منو میخاد،شهرمون ۷ ساعت فاصله داره
ولی من نخوندم و نشد
رابطمون یجور بلاتکلیفه ،اون از ازدواج زیاد حرف نمیزنه چون خونوادش ی زن شاغل میخان ک همشهری باشن خودشم این مسافت بینمون زیاد ب چشمش میاد …من نمیدونم حالای زندگیم چیکار کنم
کمتر از ۲۵ روز مونده ب کنکور و من بازم نخوندم
نمیدونم اگ باز بمونم پشت کنکور میخونم یا نه
یا اصن کار درست چیه
گاهی فک کردم ازدواج کنم ولی فعلا خاسگار خوب ندارم شایدم حالا حالا ها کسی نیاد
خیلی استرس دارم،وسواس فکری شدیددد،انقد فک میکنم سردرد میشم ،کم حصله شدم،موهام میریزه و سفید شده غصه هر چیزیو زیاد میخورم
و همش با خودم میگم دیگ پیر شدم برای دانشگا رفتن برا شاغل شدن
دوس پسرمم اینارو بهم میگ،میگ دیگ سنت گذشته