3
بلا تکلیف در رابطه
سلاام دختری 21ساله هستم دو سالی هست که به شخصی که از دانشجوهای استادمون بو که تدریس میکنند علاقه مند شدم …بعد دو سال کلنجار رفتن با خودم این موضوع رو با ایشون در میون گذاشتم ….ایشون ادم خیلی منطقی بودن و به تمام حرفام گوش دادن واز این که تو این دو سال من بهشون از احساسم نگفته بودمو خیلی سختم بورد خیلی عذاب وجدان داشتن و این هکه خیلی برام احترام قاعله و از مشکلاتش و اهدافش گفت ……ولی نمیدونم نظرش چیه ایا حرفای که زده از سر دل سوزی بوده یا این که میخواسته….نمیدونم باید چیکار کنم بلاتکلیفمم موندم چی کار کنم با این که الاا ن از اححساسم خبر داره ولی بازم …..














سلام
ما ک نمیدونیم ب شما چی گفته ک تشخیص بدیم از سر دلسوزی بوده یا چیز دیگه!
دوست عزیز شما درخواستتون رو به ایشون گفتید .
و ایشون فقط ابراز همدردی کرده .
پس حرفی از عشق و تصورات و پیشگوییهای شما در میان نیست .
ایشون به طور غیر مستقیم به شما جواب داده .
مگر دوباره درخواست خودتون رو شخصا” صریح مطرح کنید .
یا از طریق واسطه ای قابل اعتماد به ایشون برسونید .
که مورد اول بهتره .
چون قبلا با ایشون رودررو صحبت کردید .
ممنون از راهنماییتون
من ادم مغروری هستم نمیدونم چیشد که بهش گفتم واز دست خودم اعصبانیم …پشیمونم از اینکه بهش گفتم به خودشم گفتم .پشیمون نیستم از این دوست داشتن پشیمونم که چرابهش گفتم …با این که ادم خوب و منطقی هست و واقعا درک کرد ….ولی دیگه دوست ندارم پا روی غرورم بزارم ….اون که از علاقه من به خودش باخبره …قبلا نمیدونست اوضاع فرق میکرد ولی الان میدونه ….بهش حق میدم که اهداف خودشو داشته باشه .و به چیزی جز این موضوع فک نکنه ولی خب پس من چی ….اون میدونه حتی اگه ۱۰سالم طول بکشه تا به چیزی که میخواد برسه من صبر میکنم …ولی این که هیچی نگه و بلاتکلیف باشم ازارم میده ..نمیخوام خودمو پیشش کوچک کنم ..برای این دوست داشتن احترام میزارم ولی بیتفاوت بودنو نمیتونم قبول کنم ..خسته شده دیگه بخدا …..نمیدونم چیکار کنم و چی بگم بهش …کلافه شدم دیگه ….