بي توجهي و كم اهميتي
باعرض سلام و خسته نباشيد.
من نزديك ٥ ماهه كه با دختري در رابطه عاطفي هستم.حدود دو ماهه كه ايشون به شدت نسبت به من بي توجه شدن و كلا شايد ٢-٣ بار همو ديده باشيم تو اين مدت و حتي صحبت هاي مجازيمون هم بشدت كمه و حالي از من نپرسيدن بجز يكي دو بار.حتي زمانهايي كه من پيگيرش ميشم يا موضوعي رو مطرح ميكنم توي پيامام كه صحبت كنيم،اولا خير دير و به عمد دير سين ميكنن و دوما اگرم جواب بدن،خيلي خيلي كوتاه و با بي ميلي.به من گفته بودن كه از ناراحتي روحي رنج ميبرن ولي دقيق نگفته بودن چيه تا اينكه چند روز پيش فهميدم والدينش دارن جدا ميشن و منظورش از اسيب روحي همينه.سوال من از شما اينه ك من الان بايد چه رفتاري داشته باشيم با اين وجود كه دلم از رفتاراشون بشدت شكسته و فوق العاده غمگينم…ايا اين رفتارها ميتونه توجيه پذير باشه؟چون من واقن وقتي فكر ميكنم،طميبينم من جاش بودم اين رفتارا رو نميكردم چون طرف مقابلم هيچ تقصيري نداره…من واقعا دارم اذيت ميشم اما چون شرتيط طبيعي نيست،نميخوام عجولانه تصميمي براي جدايبي بخاطر بي توجهياشون بگيرم و اونارو مبني بر نداشتن علاقه بذارم همچنين لازم ب ذكره ايشون ٢٢ سال تمام دارن
بشدت به راهنمايي شما نيازمندم ممنون ميشم كمكم كنين














سلام دوست عزیز
اول خدا رو شاهد و ناظر بدونید.بعد با اون خانوم صحبت کنید،اگه مایل ب ادامه این رابطه بودن و اگه واقعا هدف شما از این رابطه ازدواج هست باهاشون صحبت کنید و در این شرایط سخت در کنارشون باشید و ازشون حمایت کنید.
در صورتی ک هدفتون ازدواج نیست همین الآن همه چی رو فراموش کنید و با اصرار غیر موجه ب خودتون و اون خانوم ضربه نزنید.