نامزد من که پسری بسیار با انگیزه و فعال بود الان مدتی ست که امیدش به همه چیز رو از دست داده و هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی نداره، هنوز سربازی نرفته و با وجود اینکه کارشناسی ارشد داره شغلی هم نداره،و تلاش هاش برای سامان دادن به زندگیش بی نتیجه مونده و الان دچار بی حوصلگی و بی قراری شدید شده به حدی که حتی برای دیدن و صحبت کردن با من هم حوصله نداره و از همه چیز طفره میره.مدام بی قراره و هر جا میره و هرکاری میکنه باز هم خوب نمیشه و این حالتش به جایی رسیده که حتی منتظر مرگه و حس میکنه که مرگش بهترین راهه براش.دیگه از بودن کنار خانوادش و دوستاش لذت نمیبره و برخلاف گذشته که پر از امید و اراده و انگیزه بود الان تبدیل شده به یه آدم بی هدف و ناامید که هیچ کار و هیچ خبری خوشحالش نمیکنه.من علاقه ی زیادی بهش دارم و تمام تلاشم رو میکنم که بهش انگیزه بدم ولی متاسفانه تلاش های من هم تاثیری روش نداره و هیچ فرقی نکرده. لطفا کمکم کنید تا بتونم تو این شرایط حضور موثری کنارش داشته باشم و کمک کنم زودتر از این حال بیرون بیاد