سلام. من یه زن 24 ساله هستم که 5 سال از زندگی مشترکم می گذرد .همسرم مرد بی احساس و سردی هست نه از نظر رابطه زناشویی.البته اون احساس میکنه تمام دلیل یک مرد برای ازدواج فقط همینه. اوایل ازدواج بهتر بود و بیشتر به من توجه میکرد اما جدیدا خونه براش مثل یه هتل شده که بیاد غذا بخوره و استراحت کنه بعد بره بیرون در کنار خونواده خودش اوقات فراغتش رو بگذرونه.هیچوقت دوست نداره دو نفری بیرون بریم . روزای تعطیل رو کاملا خونه مادر و خواهرش میگذرونه فقط برای ناهار میاد خونه و زود برمیگرده.با اینکه بچه دار شدم تا شاید تو خونه سرگرمی داشته باشه اما بازم بچمون که کوچیک بود تنها میرفت و حالا که بزرگتر شده اونم با خودش میبره البته بیشتر برای اینکه جلوی اعتراض من که میگم نسبت به بچه بی توجهی رو بگیره .من تو شهر غریب زندگی میکنم و از خانواده خودم دورم کم کم احساس میکنم دارم افسردگی میگیرم به یکی نیاز دارم که غیر از رابطه ،به من محبت کنه ودر کنار من احساس خوب وخوشی داشته باشه ..نه مثل همسرم که وقتی بیرون با فامیل قدم میزنیم به جای اینکه در کنار من باشه .شونه به شونه دخترای فامیلشون قدم بزنه و حرف بزنه و من و بچم رو تنها بگذاره.خیلی به مادرش و خانواده مادریش وابسته هست و روزی چند بار باید به مادرش سر بزنه .چطور میتونم توجه همسرم رو نسبت به خودم جلب کنم تا یک زندگی عادی داشته باشیم