سلام
در یک جمله شوهر من از لحاظ اقتصادی خیلی بی مسئولیته نمیدونم باید چیکار کنم
دقیقا زندگیمون شده جوری که انگار خودمم باورم شده اون زن منه نه من زن ایشون
توقعاتم به صفر رسیده که هیچ واسه خودم وظیفه کردم به نیاز های ایشونم رسیدگی کنم اینقد این مسئله برام عادی شده که حواسم نیس که این روند اشتباهه مگر اینکه گاهی ی تلنگری میخورم دوستی آشنایی از شوهرشپول میگیره برام غیر عادیه و تا مدتی بهم میریزم
من شاغلم درامدم بد نیست اما جیبم خالیه متاسفانه
خواهش میکنم کمک کنید
نمایش نظرها (3)
سلام یه مدت به نیازاش پاسخ نده به نظر من.
میگن لطف مکرر حق مسلم میاره همینه.نکن.
ممنون اما در اون صورت اتفاق خاصی نمیفته جز آبروریزی بین مردم
مثلا ایشون کفشش که پاره میشه ناراحت میشه اما با ناراحتی کفشش که نو نمیشه
و واقعا تا جایی که دیگه من خجالت میکشم ایشون اون کفش رو بپوشه
یا مثلا عروسی که میریم فکرش این نیست که باید پول جور کنه و کادو بده
بر میگردیم میگه چیزی ندادم و خوشحالم هست از زرنگیش
اما از نظر من خیلی زشته این رفتار، نیست ؟
چرا مشاور جواب سوالای بعد من رو داده اما سوال من رو نه ؟
نمیشه که