سلام
من 25 سالمه که از سال 78، بدو ورودم به دانشگاه یعنی 7،8 سال پیش مبتلا شدم به بیماری ام اس…
به لطف خدا حال جسمیم خوبه. با هزار مساله درسمو تموم کردم اما…
حال روحی خیلی بدی دارم، سردرگمم، حالم خوش نیست، واقعن نمیدونم چی میخوام و هرچی فکر میکنم به نتیجه نمیرسم و نمیتونم هدفمو پیدا کنم. الان دقیقا به جایی رسیدم که فقط منتظر مرگمم. منتظرم دنیا تموم شه…
منی که هدفمند زندگی میکردم و محوریت داشتم بین همه دوستام حالا بی هدف و منزوی شدم. (ناگفته نماند که بعد از شوک بیماری ام اس رابطه عاشقانه 3 ساله مم به شکست منجر شد که دیگه…)
پیش مشاورم رفتم ولی کمکی بهم نشد. نمیتونم کار پیدا کنم. نمیدونم چی میخوام، هزار بار میخواستم هدفامو بنویسم نتونستم. حالم خوش نیست تورو ب خدا فقط سرزنش نکنید. راهنماییم کنید. باید چ کار کنم؟