سلام خسته نباشید

من دختری 21 ساله هستم ک دی ماه با پسری آشنا شدم ک از دو شهرستان جدا بودیم پس از اشنایی با ایشون ازشون خواستم اگر دوست داشتنشون حقیقیه به مادرشون بگن ک ب مادرم زنگ بزنن چون من موافق رابطه مجازی نیستم و فردای اونشب زنگ زدند و قرار شد هفته بعد برای اشنایی ب منزل ما بیایند ک پدرم بخاطر کار ساختمونیشون در جنوب در جلسه حضور نداشتند ولی مادر بزرگم بودند و از خانواده اونها همه.

بعد از انجام این مراسم ک ما برای اولین بار همو میدیدیم از نزدیک خوشمون اومد و چون قبلش ی سری تفاهم ها هم داشتیم. بعد از مدتی ب جلسات مشاوره قبل ازدواج رفتیم و مشاور تایید کرد ک توانایی زندگی مطلوب رو باهم داریم و بعد اون تحقیقاتی از سمت اونا انجام شد ک مثبت بود.

پدرم بعد از حدود بیست روز ک کارشون تموم شد اومدند تحقیق و به خونه ایشون رفتند همراه مادرم و با خانواده ایشون حرف زدند و پدر اون پسر گفتن ک من باید اواخر خرداد ماه وامی بگیرم چون پولی ندارم برای بازسازی خونه خرج کردم و تابستون برای انجام مراسم عقد میایم.
ولی قبل این مادر اقا پسر ب مادرم گفتن ک ما میخوایم قبل عید همه چی انجام بشه بخاطر همین دوگانگی حرف مادرم هم عصبانی شدند و فردای اون روز پیامک زدن ک جواب ما منفیه شما حرفاتونو عوض کردین و وقتی این اقا پسر ب مادرشون گفتن که وقتی پدرم تو خونه همه کارست تو چرا این حرف و زدی مادرشون هم گفتن ن من همچین حرفی نزدم. ولی اگ هم گفته باشم چرا مادرشون همون پریشب نگفت همچین حرفیو تو جمع.
خلاصه بعدش قرار بر این شد ک عید یک روزی مشخص شه برای شب خواستگاری ک همه بزرگترا بیان و حرفهارو بزنن وبعد توافقات اگ شد عقد کنیم و حالا پدر پسره گفته ک من فعلا پولی ندارم اگ بدون خرید حلقه و… عقد میکنین بریم وگرنه حرف من رو همون اواخر خرداده ک وام بدستم برسه
و بعد این حرف پدر من گفتن اینطوری ک نمیشه بدون خرید حلقه و… خودمم ک فکر میکنم واقعا اینطور نمیشه بخاطر رسم و رسوم و…
و یک پیشنهاد دیگشون این بود ک بیان نشونی بزارن برای دو سه ماه دیگه ک خانواده من رد کردند بخاطر اینک اگر کسی فوت کند عقب می افته و باعث بی تکلیفی و ابرو ریزی میشه دو اگر هرچیزی شد ک این وصلت بهم خورد آبروی من در خطر نیافته. آیا حرف های این خانواده و این دو راه حلی ک ارائه دادن درسته ما داریم اشتباه میکنیم؟

پسرشون بخاطر من گفته ک خودم پولی دستم میرسه فقط برای حلقه
ولی میدونیم ک بیشتر از اینا خرج میشه به پسره هم ک میگم از اون سرمایه ای ک پدرت برای جهازت جمع کرده بگو هزینه کنه برای عقد میگه من نمیخوام از اونا پول قبول کنم و اگ میخواست خودش میداد منم دیدم واقعا نمیتونه گفتم باشه پس اصرار نمیکنم ولی اگه اتفاقی افتاد این سه ماه بد میشه.

حالا قرار بر این بوده ک یه روز تو عید بیان میخواستم بدونم من باید چکار کنم به پدرم بگم برای حفظ ابرو… چون پول ندارن فعلا صبر میکنیم تا اخر خرداد؟ یا همون قراری ک گذاشتیم عید باشه بالاخره ک مجبور میشند خرید کنن برای حفظ ابروشون ؟؟؟

در مورد خود پسره هم ک ایشون 22 سالشونه دانشجو ترم سه کارشناسی برق اند و ماهی دو تومن حقوق دارند ک از اول اسفند ماه شروع به این کار کردند. قبل اون هم بصورت پاره وقت در شرکت برقی کار میکردند ولی برای کم بودن حقوق کارشونو عوض کردند.
قبل این هم از جوانی رو پای خودشون بودند و اصلا دلشون نمیخواد از کسی مخصوصا خانواده چه برسه به غریبه قرض کنند ک عقد کنیم و هر بار ک گفتم میگه آیا تو پدرت راضی میشین ک من اول زندگی دستمو جلو کسی دراز کنم نمیدونم این حرفشون درسته؟
پسر خوبی اند و خانواده من و خودم از ایشون خوشمون اومده من خواستگار های زیادی داشتم ک خودم با شناختی ک پیدا کردم چ پولدار چ ندار خوشم نیومده ولی ایشون از نظر منطقی، خواسته ها، نیاز ها و دغدغه های یکسان مورد تایید هستند. فقط همین مورد مشکل ماست ک خانواده ما باید چکار کنند؟؟؟
حرفمونو عوض کنیم بگیم هر وقت تونستید شرایطش رو داشتید تشریف بیارین یا برای همون عید بمونه قراری ک گذاشتیم؟ من خودم به بعد عید راضی نبودم ولی وقتی با پدر بزرگم مشورت کردیم گفتش اگ پدرش الان پشتش نباشه و حمایتش نکنه همه چی تموم شه. ترسیدم گفتم همچین حرفایی پیش نیاد شب خواستگاری بخاطر همون مجبور شدم ک راضی ب خرداد بشم ولی واقعا دو دلم سه ماه مقدار کمی نیست موندم چکار کنم ب خود پسره هم گفتم گفت خبر قطعیشو ب پدرت بگو ک ب پدرم زنگ بزنه بگه. چکارکنیم؟

ایا راه حل دیگ ای دارین ک بگید ما پیگیری کنیم ک عید عقد کنیم چون خواسته من و ایشون هم همینه. فقط همین بی پولی فعلی مانع شده

اگه میشه خیلی فوریه ب کمکتون احتیاج دارم تا فردا جواب منو بدید چون باید خبر قطعی رو بدیم