سلام. من 24 سالمه و حدود 8 سال با آقا پسری دوست بودم.که الان 28 سالشونه. یه جورایی با هم بزرگ شدیم. با اخلاقیات هم عادت کردیم و یکی شدیم. این وسط فقط با بحث مذهب با هم کنار نیومدیم. با هم جنگی نداریم ولی بحث و صحبت زیاد میکنیم. من اعتقادی به حجاب ندارم و ایشون دارن و باید حتما رعایت بشه. بی حجاب نیستم تا حدودی رعایت میکنم .با این حال به هم علاقه مند شدیم . از همون اول مادرم هم در جریان بود. هیچ رابطه ای هم بینمون نبوده و اصول و رعایت کردیم .هر وقت که خواستیم صحبتی از ازدواج کنیم مشکلی برای خانواده ها پیش اومد که عقب انداختیم که در موقعیت کاملا مناسب اقدام کنیم. من لیسانس و ایشون فوق دارن.
اما حالا. حالا که موثعیت جور شده و قرار بر این شده که به خواستگاری بیان من میترسم. از ازدواج کردن میترسم. از این که از مادر و پدرم جدا شم. از این که راحتی تو خونمون و از دست بدم.این که با یه خانواده جدید باشم. کلا ترس دارم. نمیدونم چی کار کنم . لطفا راهنماییم کنید.
من خودم فکر میکنم همیشه از تغییر ترسیدم و طول کشیده تا با تغییر کنار بیام.