ترس از گذشته همسر
سلام پسر۲۵ ساله ای هستم شرایط ازدواج رو دارم و میخوام ازدواج کنم ولی متاسفانه مشکلی با منه از حدودای ۱۷ سالگی که ترس از گذشته همسره مخصوصا تو اون سن خیلی وقتا خواب میدیدم زن گرفتم دروغ گفته دوست پسر داشته و خیلی کارا کرده با جزئیات خواب میدیدم انگار که واقعی بود و با گریه از خواب پا میشدم خودم قبلا با دختری دوست نبودم و چشم بد کسی رو نگاه نکردم(ادعای پاکی یا اینکه ادم خوبیم ندارم به هیچ وجه)حالا هم مشکل من همینه برای ازدواج جلو چشمم پیاد با زنم راخ میرم یکی تو دلش بگه من قبلا….نمیدونم چیکار کنم تخیلم همش از ۱۷ سالگی اون سمت میره باز اگه راست و حقیقت رو طرف میگفت یه چیزی ولی متاسفانه تو سایتا روانشانسی و مشاوره اینا مشکل بقیه رو خوندم هیچی نمیگن عشقشون تو دلشونه باهاشن،ترس اینکه با یه مرد دیگه مقایسه شم زنم به فکر باشه بگه عاشم و اینا هم از تو ذهنم رد میشه روانشناس هم رفتم هیچ کمکی نکرد شما لطفا وقت بزارید بزرگی کنید راهنمایی کنید














تو زندگیم هزار و یک جور مشکل و بدبختی ک فقر رو داشتم بچه بودم بعد مرگ پدرم همه برام دل میسوزوندن و با تحقیر نگاهم میکردن باورتون نمیشه ۱۲ سالگی مادرم غصه قبض و کرایه میخورد میرفتم دستشویی گریه میکردم کسی نفهمه با بدبختی و شب روز کار کردن با فقط چند میلیون وام شروع کردم کار کردن و ماشین و پس انداز…تحمل این یه قلمو دیگه ندارم فک میکنم زنم همه زندگیمه..قلبمو بهش بدم اون دلش جای دیگه باشه..دروغ گفته باشه
تو زندگیم ادم ناجور زیاد دیدم حق یه یتیم رو میخوردن ولی باز به مردم اعتماد دارم اینجوری نیست که بدبین باشم ولی طاقتم تموم شده ۲۵ سالمه یدونه موی سیاه ندارم همش سفید
یچیزی بگید
با عرض سلام خدمت شما دوست گرامی
با توجه به اطلاعاتی که دادید و اینکه می گویید تجربه ناموفقی تا کنون نداشته اید که بخواهد ترسی در دل شما ایجاد کرده باشد، نمی دانیم چه اتفاقی در ۱۷ سالگی شما رخ داده که این افکار از آن زمان آغاز شده اند؟ سالها این مسئله را با خود داشته اید ولی اقدامی نکرده اید و همچنان با شماست. البته ظاهرا به روانشناس مراجعه کرده اید ولی بهبودی حاصل نشده. متاسفم که تجربه ناموفقی در این زمینه داشته اید و نمیدانیم علت چه بوده اما بهتر است بدانید بجز مراجعه به یک روانشناس و دریافت درمان و کمک حرفه ای مشکل شما حل نخواهد شد. این نوع افکار معمولا افکار وسواسی هستند (ممکن است در موارد دیگر و با محتوای دیگر و زمینه های دیگر هم باشند) که تا درمان نشوند باعث افت کارکردهای سالم شما و احتمالا مانع بزرگی برای اقدام به ازدواج شما خواهد بود و اگر هم وارد رابطه شوید با چالش ها و مشکلات زیادی روبرو خواهید شد و ناکامی در پی خواهد داشت. توصیه می شود حتما به یک متخصص در این زمینه یعنی یک درمانگر مراجعه نموده و سعی کنید زود قضاوت نکنید و زمان و فرصت به خودتان و درمانگرتان بدهید تا روند درمان طی شود. به جز درمانگر کسی نمی تواند به شما کمک بکند و جلسات و درمان هم ممکن است کمی زمانبر باشد و نیازمند تعهد، صبوری و همراهی شماست. حتما پیگیری کنید تا هرچه زودتر مشکلاتان حل شود. مشکل شما نیازمند بررسی دقیتر و درمان است.
دلیلش این موضوع تو ۱۷ سالگی اینه که متوجه خیانت ها و یا روابط متععد قبل ازدواج توی فامیل های بعضا نزدیک و دور شدم زن و مرد هر کدوم یه جور اولش که از ۱۵ سالگی کارای مردها رو دیدیم به خودم قول دادم هرگز کار اشتباهی تو زندگیم نکنم بعد از ۱۷ سالگی حالا کارای زنا خیانت ها و حتی تلاش به خودکشی شوهرش..و اینجور چیزا مثل این و توی مدرسه هم خیلی تشویق میکردن چند تا هم کلاسی ها خونه خالی و فلان میرفتن و تو مدرسه تعریف میکردن که دوست دختر ۱۴ سالشون چه کارا میکنه(دروع نمیگفتن منم که پیش زمینه ذهنی بدی داشتم حالم بدتر میشد البته بعدش دوری کردم از اون اشخاص تا کمتر بشنوم) ولی خوب هنوزم همینه
به هرحال از کمکتون ممنون با اینایی که گفتم هم اگه راهنمایی دیگه ای هست بفرمایید
روانشاس هم باز میرم