سلام خسته و نباشید
من 9 ماه که تو عقد هستم و تو عقد عروسی کردم و از این قضیه خیلی استرس دارم که خانواده من متوجه نشن و هر بار که با همسرم دعوا می کنم متاسفانه این قضیه رو تو سرش میزنه که من توسط تو زن شدم و بعد از دعوا می ترسم که شوهرم از من جدا شده یا ولم کنه و احساس می کنم که نسبت به من سرد شده و شاید دیگه مایل به ارتباط جنسی مثل قدیما با من نباشه..
میشه منو راهنمایی کنین که من اینقدر از شکست تو ازدواج نترسم..

وقتی دعوا میکنیم ازش متنفر میشوم و میخوام رهایش کنم و اصلا برای آشتی پیش قدم نمی شود و از نطر احساسی هم سرد است و من حساسم به محبت بیشتری نیاز دارم ازش نا امید شدم،واقعا در این وضعیت نمیدانم چکار کنم؟

همسرم گاهی اوقات به شوخی و گوش من میزنه و فوش میده و من خیلی ناراحت میشم و حتی ممکنه چند ساعت تو خودم برم و یا جوابشو ندم بعد که می فهمه من ناراحت شدم سریع یا بوسم میکنه یا میگه من دوست دارم و..

وقتی حرف عاشقانه میزنه من اصلا باور نمیکنم و بهش میگم که تو دروغ میگی …
دروغ گوی یا داری چاخانم می کنی …

راهنماییم کنین لطفا

زود رنجم هستم