برادرم اعتیاد دارد 25 سال هست زندگی ما خراب شده. ما در خانه زندانی شدیم و شب را صبح و صبح را شب می کنیم.سال اخر کارشناسی ارشد هستم و نمیگذارد به دانشگاه روم- اورابه کمپ ترک اعتیاد بردیم تا ترک کند وقتی برگشت اخلاقش بدتر شده و مارا مقصر میدادند- و هربار میگوید چرا من را با اونجا فرستادید اگه میمردم چی-نه کسی میتواند به خانه ی ما بیاید نه ما میتوانیم جایی برویم عملا در خانه زندانی شده ایم و کسی هم نیست به داد ما برسد- پدرم فوت کرده است از 6 سالگی تا الان با این مساله درگیر هستیم و وضع و روزمان هم بهتر نشده است و بدتر هم شده- میخاهم از خانه بروم و به دانشگاه روم همانجا کار پیدا کنم و زندگی کنم خسته شدم کاهش وزن شدید دارم و عصبی و پرخاشگر شده ام دیگر تحمل این زندگی را ندارم بعضی وقتا به فکر خودکشی هستم یا اونو بکشم لطفا منو راهنمایی کنید