سوالتو بپرس
X

ترک خانواده

برادرم اعتیاد دارد 25 سال هست زندگی ما خراب شده. ما در خانه زندانی شدیم و شب را صبح و صبح را شب می کنیم.سال اخر کارشناسی ارشد هستم و نمیگذارد به دانشگاه روم- اورابه کمپ ترک اعتیاد بردیم تا ترک کند وقتی برگشت اخلاقش بدتر شده و مارا مقصر میدادند- و هربار میگوید چرا من را با اونجا فرستادید اگه میمردم چی-نه کسی میتواند به خانه ی ما بیاید نه ما میتوانیم جایی برویم عملا در خانه زندانی شده ایم و کسی هم نیست به داد ما برسد- پدرم فوت کرده است از 6 سالگی تا الان با این مساله درگیر هستیم و وضع و روزمان هم بهتر نشده است و بدتر هم شده- میخاهم از خانه بروم و به دانشگاه روم همانجا کار پیدا کنم و زندگی کنم خسته شدم کاهش وزن شدید دارم و عصبی و پرخاشگر شده ام دیگر تحمل این زندگی را ندارم بعضی وقتا به فکر خودکشی هستم یا اونو بکشم لطفا منو راهنمایی کنید

ROSHANAK: دانشجوی رشته ی مدیریت دانشگاه تربیت مدرس - 6 سالگی پدر خود را ازدست دادم از همان کودکی زندگی سختی داشتم برادرم ان زمان سوم راهنمایی بود بعد از فوت پدرم به دنبال اعتیاد رفت ازهمان به بعد زندگی ما جهنم شد. هیچ جا نمیرفتیم و هیچ کس به خانه ی ما نمی گذاشت که بیاید. و هرروز تو خونه مون جنگ و دعوا بود. از مدرسه میومدیم گشنه و تشنه باید ی جا می نشستم تا دعوا تمام شود مادرم قرص اعصاب میخورد ( کونازپام - دیازپام- الازپام) مشکلات خواهرهای دیگرم نیز هست که با همسرانشان مشکل دارن و هربار باید سر انها هم جنگ و دعوایی داشته باشیم هیچ وقت در خانه مان اسایش نیست. برادرم دانشگاه رفتن من مخالف است کارشناسی رو به هزار بدبختی تمام کردم و کارشناسی ارشد هم به زور و دعوا و مرافعه رفتم حال که دو ماه از بیشتر نمانده و فقط پایان نامه من مونده نمی گذارد بروم. اونقد از دست این زندگی سیر شدم دیگر به سیم اخر زدم و رفتم کمپ ترک اعتیاد گفتم بیان ببرنش . اونا هم اومدن و بردنش یک ماه ونیم اونجا بود میگفتن اونجا میخاسته رگ دستشو بزنه -- بالاخره با هزار التماس کردنش اوردیمش بیرون-- الان که اومده بدتر شده و هربار با ما دعوا میکنه که چرا فرستادیمش اونجا اگه میمردم چی-- خیلی خسته شدم فشار روحی و روانی زیادی رو تحمل می کنم 25 سالمه ولی هرکس ببینتم میگه انگار بچه ی ابتدایی هستی کاهش وزن شدید دارم و عصبی شدم و هربار به فکر کشتن خودم یا اون هستم دیگر نمیدانم چیکار کنم دوس دارم فرار کنم و به دانشگاه برم و همونجاکار پیدا کنم و زندگی کنم میدانم که میتوانم ولی به خاطر مادرم نمیدونم چی درست هس چی غلط لطفا راهی پیش پای من بگذارید

نمایش نظرها (1)

  • با سلام خدمت شما
    شرایط برایتان سخت است و این قابل درک می باشد و مقاومت شما را می طلبد. خودکشی مشکلی را حل نمی کند اما اگر احساس عمیق ناراحتی دارید می توانید از دارو هم کمک بگیرید زیرا شما شرایط سخت شما قابل درک است زمانی که بتوانید بر مشکلات غلبه کنید می توانید راه حل خود را بیابید . روان شناسان و روانپزشکان کانون مشاوران ایران می توانند کمکتان کنند 88422495