سوالتو بپرس
X

تنهایی

سلام وقتتون بخیر من یه دختر ٢٩ساله هستم و مجرد و بیکار تو زندگیم با خواهرم دوست بودم و خیلی صمیمی بودیم خواهرم ۴سال از من کوچکتره و شش ماهه که نامزد کرده با پسری همسن خودش خواهرم از اول به پول و زندگی لاکچری اهمیت میداد که نامزدشون وضع مالیشون خیلی خوبه و همچین زندگی رو واسش فراهم کرده ولی ما وضع مالیمون در حد متوسطه یکمم پایینتر.. ولی از وقتی نامزد کرده رفتارش و اخلاقش کلا عوض شده فقط از پول و وضع مالیشون حرف میزنه اوایل فکر میکردم با من اینجوری نیس به بقیه میگه این حرفا رو.. نامزدشون عادت دارن رفتنی مسافرت با جوونا میرن جوونای فامیل خودشون و من رفتم باهاشون اول حرف زدیم درمورد نحوه رفتن و خرجاش و مدت موندن منم دیدم پولشو میتونم جور کنم رفتم باهاشون بعد اونجا از چیزی که من توانم بود و برده بودم خیلی بیشتر خرج شد من نتونستم بدم نصف بیشتر خرجای منو دومادمون حساب کردمن خیلی خرد شدم من در این باره غرور دارم اونجا کاملا اختلاف طبقاتیمونو حس کردم کلی پول کم اوردم همه خرید میکردن من نگاه میکردم پول نداشتم یه جواربم بگیرم و خواهرمم اصلا بهم توجه نمیکرد حرف نمیزد فقط یه دختر بود که از فامیلای دور نامزدش بود وخیلی وضع مالیشون خوب بود فقط با اون حرف میزد و میگفت میخندید من تنها موندم اونجا فکر میکردم از من خجالت میکشه بعد خودش بهم میگفت من با تو حرف بزنم اون دختره ناراحت میشه واسه همین خونه تو رو میبینم دیگه اونجا تو جمع اصلا صورتمم نگاه نمیکرد واقعیتش خیلی ناراحت شدم من فکر نمیکردم با من اونجور رفتار کنه روز به روز تنها تر شدم از وقتیم که برگشتیم اول بهم میگفت تو ماشین جامون تنگ بود سه نفری نمیشه رفت بعدم یه بار گفت کسی که پول نداره با ما نیاد مسافرت ما مسافرت لاکچری دوس داریم.. منم جزو اونایی بودم که پول نداشتم ولی خب هی میگفت تو رو نمیگما ولی … من الان نمیدونم چیکار کنم من دیگه نمیخوام برم باهاشون مسافرت یه بار گفتم نمیرم نامزد خواهرم گفت من کاری کردم ناراحت شدی ولی خب اون کاری نکرده بود من چه جوری مشکلمو به نامزد خواهرم توضیح بدم که بدونه مشکل من پوله و باعث نشم تو رابطشون تاثیر بزاره؟ و همچنین با این تنهایی و ناراحتی خودم چیکار کنم !!!!!

aysan:

نمایش نظرها (4)

  • سلام به شما دوست عزیز
    درک میکنم که این شرایط شما را ناراحت کرده است اما در این مسیر خب خواهر شما به سمت چیزهایی می رود که برایش ارزشمند می باشد و این به معنای بی ارزشی دیگران نیست در این مسیر بهتر است که در احترام به خواهرتان بدون حضور نامزدشان در احترام به او بیان کنید که از این رفتارش ناراحت شدید و چه برداشتی کردید و در کنار اینکه خب شما در احترام به نامزد خواهرتان برای دعوت اگر فکر می کنید شرایط اینگونه مسافرت ها را ندارید و برای شما با مشکلات و فشار روحی همراه می شود می توانید در احترام بیان کنید که شرایط آمدن ندارید و نیازی به توضیح بیشتر نمی باشد.
    بهتر است سعی کنید که روابط خودتان را تنها به یک نفر گره نزیند و روابط اجتماعی بیشتری داشته باشید تا با نبود و کاهش روابط با یک دوست احساس تنهایی نکنید.
    بهتر است در این مسیر سعی کنی که برای زندگی خودت برنامه ریزی داشته باشی و مسیر و شیوه زندگی آنها را به خودشان واگذار کنید.

    • خیلی ممنون از پاسختون .. خب میدونین خواهرم خیلی عوض شد یهویی من اعتمادم به ادما رفت مامان بابای خودمم از اول فقط دعوا میکردن یعنی تو خونه ی دعوایی بزرگ شدم الانم دعوا میکنن نمیشه تو خونه موندمن کنار خواهرم اینارو تحمل کردم تنهایی نمیشه هرچقدرم دنبال کار میگردم همیشه دست خالی برمیگردم ..تا حالا هیچوقت از بابام محبت ندیدم همیشه اصلا باهام حرف نمیزنه منم چیزی میگم بهش میگه به من ربطی نداره هیچی خیلی بی احساس و سرده ..من تنهایی چیکار کنم! نمیدونم تا کی دووم بیارم

      • درک میکنم که این شرایط خانوادگی و خب اینکه خواهرتان در زمان فعلی نسبت به گذشته تایم کمتری را با شما می گذراند برایت با فشار روحی همراه شده است اما عزیزم در احترام به پدر و مادر و روابط خانوادگی که دارید بهتر است که هریک از شما مسیر رشدی زندگی خودتان را طی کنید شما نیز با تلاش برای بهبود شرایط زندگی خودت و طی کردن مسیر رشدی می توانی به استقلال بیشتری برسید در کنار اینکه خب تمرکز بر نداشته ها هیچ کمکی به شما نمی کند پس بهتر است با توانمندی هایی که دارید سعی کنید که با ایجاد شرایط کاری و حضور بیشتر در اجتماع مسیر رشدی خودتان را سپری کنید.