سلام
از چندین سال پیش دوست نزدیکی نداشتم
همین باعث شده خیلی احساس تنهایی بکنم
این موضوع رو سالی که کنکور داشتم کامل فراموش کردم چون مشغول خوندن درس بودم
اما از سالی که وارد دانشگاه شدم و باز هم دوست نزدیکی پیدا نکردم باز هم احساس بدی بهم دست داد
اما باز هم خودم رو دلداری دادم که داشتن دوست نزدیک هیچ اهمیتی نداره و در نهایت مهم اینه که خودت خودت رو دوست داشته باشی
اما دیشب که مهمونی رفتیم دیدم باز هم با کسی نمیتونم صحبت کنم هر کسی با فردی صحبت میکرد و همه مشغول بودن فقط من بودم که حوصله ام بدجوری سر رفته بود
حس بدی داشتم حس میکردم که انگار اجتماع ستیزم
قبول میکنم که درون گرا هستم
ولی به این معنا نیست که باید کسی باشه که جای من صحبت بکنه
من به راحتی هر آنچه که لازم بدونم رو درخواست میکنم به تنهایی جاهای دور و مختلف میرم به تنهایی خرید میکنم برای همین به هیچ وجه اجتماع ستیز نیستم
اما نمیدونم چرا تو جمع حرفی برای گفتن پیدا نمیکنم و باعث میشه احساس تنهایی داشته باشم
به علاوه حتی‌ زمانی که ناراحتم هیچ یک از اعضای خانوادم کمکم نمیکنه احساس میکنم اون ها هم نمیتونن راجع به احساساتشون صحبت کنند و با خانوادم درباره ی مسائل روزمره صحبت میکنم میبینن ناراحتم ولی بازم جلو نمیان که ازم دربارش بپرسن احتمالا تو دلشون میگن میگذره همون طور که برای خودشون میگذره
برای همین من فقط و فقط یه کاغذ برای گفتن حرف هام دارم
شما به نظرتون باید چیکار کنم
در ضمن باید بگم خودم علاقه چندانی به این که حجم زیادی از وقتمو صرف یه دوست بکنم ندارم
دوست دارم وقتم رو برای پیشرفت خودم صرف کنم
در کل میخوام بپرسم برای این که دیگه توی یه جمع احساس انزوا بهم دست نده باید چه کنم؟
ممنون میشم پاسخ بدید