سلام
اسمم مهدی
چن وخ پیش با یه نفر از خودم سه سال بزرگ تر رفیق شدم
خیلی باهم بودیم
تا پارسال که یه شب ساعتای چهار زنگ زد گف بریم بیرون منم یواشکی از خونه در اومدم رفتم.
اونجا با رفیق صمیمیش بود منو زدن
تجاوز کردن بهم
بعد ولم کردن رفتم خونه
بعد چن وقت
دوباره پیگیر شد گفت لاشی باز درنیار بیا رفیق باشیم
منم کاریت ندارم
من نرفتم پیش تا امارمو دادن اومد پیدام کرد
دوباره اتفاق همون شب تکرار شد
حالا باز میگه لاشی نباش
بیا پیشم
منم نمیخوام با این ادم رفاقت کنم
به خاطرش پنج ماهه حتی تا دم در نرفتم
میترسم به خانوادع بگم
اینجا شهر کوچیکه زود خبرا میپیچه
چیکار کنمتورو خدا بگین دارم دیوونه میشم
دیگه امنیت ندارم