1
حسادت
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
من 16 سالمه و عاشق اینم که آدم عاقل و بالغی باشم و رو خودم کار می کنم
ولی یه مشکلی دارم و اونم حسادته
وقتی آدمایی رو میبینم که کیفیت زندگیشون از من بهتره زو ناامید میشم
گاهی این حس خیلی بیشتر میشه و منو تا مرز گریه پیش میرم
دیگه واقعا خسته شدم
ممنون میشم راهنماییم کنین❤️














با سلام خدمت شما دوست عزیز
این حس مسئولیت شما و تعهدی که نسبت به خودتان و خواسته ها و ارزش های تان در زندگی دارید تحسین بر انگیز است.
قبل از بررسی این موضوع بهتر است در ابتدا به یک نکته ظریف توجه داشته باشید و آن هم این که در حسادت شما آرزوی ضرر و خسران برای فردی می کنید که دستاوردی داشته است به طوری که دلتان می خواهد آن داشته را از دست بدهد.
در غیر این صورت اگر فقط ارزوی داشتن شرایط کشابه آن فرد را در ذهنتان دارید، در این حالت شاید نام و توصیف درست تر آن غبطه خوردن باشد و نه حسادت چون شما فقط دلتان خواسته است که شما هم به جای آن فرد بودید و یا به شرایط مشابه آن دست پیدا کنید و نه این که او را هم از موقعیتش ساقط شده تصور کنید تا از این طریق حس بهتری داشته باشید.
در کل هر حالیت که باشد زیربنای آن در مقایسه است.
اساسا مقایسه کردن خودمان با دیگران در هر موقعیتی اشتباه است چرا که دو چیز کاملا نا همسان را با شرایط بسیار متفاوتی مورد مقایسه قرار داده ایم که حاصلی به جز همین احساسات منفی از جمله حسادت ندارد.
بنابراین ممکن است در چنین شرایطی افکار مقایسه گر زیادی در ذهنتان پرسه بزنند.
حالا اگر بخواهیم این موضوع را به شکل دیگری مورد استفاده قرار دهیم که در واقع برای ما کارکرد مثبت داشته باشد به جای کارکرد منفی و احساس و هیجان ناخوشایند حاصل از آن، و گر زیاد در زمینه های مختلفی خودمان را با دیگران مقایسه می کنیمَ بد نیست مدتی به بازبینی و بررسی این قبیل افکار در خودمان بپردازیم تا ببینیم این مقایسه ها بیشتر در چه حوزه هایی ص.رت می گیرد.
پس از شناسایی این حوزه ها و محتواهای آن اگر به چند حوزه مشخص رسیدیم، شاید به این معنا باشد که ما خواسته ها و یا نیازهایی در زندگی داریم و یا انتظارات و توقعاتی از خودمان داشته و داریم که نسبت به آن ها بی توجه بوده ایم.
از این طریق می توانیم با همان دیدگاه غبطه خوردن و آرزو کردن به این مقایسه نگاه کنیم و ببینیم آیا واقع می خواهیم آن موقعیت و یا ویژگی خاصی را که خودمان را در آن زمینه مدام با دیگران مقایسه می کنیم به دست آوریم و تا چه اندازه برای ما مهم است و چقدر می خواهیم برای آن انرژی و زمان بگذاریم و چقدر برای ما اهمیت دارد و برای به دست آ.ردن آن چه اقداماتی می توانیم انجام دهیم؟
گاهی ممکن است به این نتیجه برسیم که آن قدرها هم مهم نیست و شاید طبق عادت افکار مقایسه گر داریم که در این ص.رت می توانیم فقط از حض.ر آن ها آگاه باشیم و از آن عبور کنیم.
در غیر این صورت با مشخص کردن خواسته هایمان و هدف گذاری دو برنامه ریزی دقیق می توانیم برای به دست آوردن رسیدن به آن خواسته اقدامات موثر لازم را انجام دهیم.
و بعد از آن در آن زمینه خودمان را بع قبل خودمان مقایسه کنیم تا بتوانیم ارزیابی درستی از در مسیر بودن خودمان داشته باشیم و به پیشرفت ما کمک کند و کارکرد مثبتی برای ما داشته باشد.
در غیر این ص.رت حاصلی به جز احساسات منفی برای ما نخواهد داشت.
در این زمینه برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت راهنمایی های دقیق تر و همچنین برای خودشناسی و تسهیل فرایند هویت یابی و چگونگی روبرو شدن با افکار مختلف خودتان که بخش عمده ای از آن ها سرزنش آمیز و یا مقایسه کننده و منفی هستند را بهتر بیاموزید و با توجه به سنی که دارید و این که در دوران نوج.وانی به سر می برید، با تعیین درست چشم انداز و هدف گذاری هم آشنا بشوید تا در کسیر تحقق نیازهای اساسی و خواسته ها و اهدافتان در زندگی بتوانید گام های موثری بردارید.