سلام من دختری۲۱ساله هستم.حدود یکساله که باپسری۲۶ساله نامزد کردم.اوایل رابطه فوق العاده عادی بود و همدیگرو درک میکردیم و برای تشکیل زندگی تلاش میکردیم.مشکلی که داریم نامزد من دانشجوی ارشد هستن.یکی از شرط ازدواجمون کار پیدا کردن ایشون و کسب درامد بود.که باتوجه به شرایط اینجاد شده و بیماری کرونا.دانشگاه تعطیل شد و ایشون کار پایان نامهرو نتونستن تموم کنن.باتوجه به شرایط پیش اومده قرار شد ایشون با ماشین که داشتن اسنپ ثبت نام کنن .و حداقل بتونیم درامدی داشته باشیم.الان ایشون به درامد کافی رسیدن و قرارشد عقد کنیم اما پدر ایشون مخالفت کردن و گفتن علاوه بر کار باید دفترچه بیمه داشته باشین نامزد من رو حرف پدرش هیچ حرفی نزد.نامزدم خانواده دوسته اما بیش از اندازه پدرش بهش بگه الان شبه نامزدمم میگه الان شبه .فقط حرف پدرشو قبول میکنه حتی حرف درستی نزنه.به قول معروف شورشو دراورده.هرکاری میکنه تااونا خوشحال بشن.حتی اگر من ناراحت بشم ولی درعوض خانوادش خوشحال بشن واسش مهم نیس.این خانواده دوستی بیش از اندازش منو داره اذیت میکنه.لطفا راهنمایی کنید.باتشکر ازسایت عالیتون🌹