خانواده
من وقتی بچه بودم، پدرم اخلاق خیلی بدی داشت، البته الانم داره، زورگویی، بد دهنی، همه چی، چند بارهم که بچه بودم رو سر من چاقو کشید، برا اینکه کاری رو که ازش خواستم رو انجام بدم، مثلا یک شب ساعت 12 شب ازم خواست که برم براش سیگار بخرم، اونموقع 12 سالم بود، منم میترسیدم، رو من چاقو کشید که باید بری بخری و نیاید بترسی، خلاصه خیلی اذیت میکشیدم، الانم که بزرگ شدم و دیگه ازش نمیترسم، فقط احترام پدر بودن رو واسم میارم، ولی متاسفانه مشکلی که الان پیدا کردم این است که وقتی چیزی ازم میخواد، چون تو بچگی همش زور گفته واسم، الان بدم میاد خواستشو انجام بدم، وقتی مشکلی واسم پیش میاد میگه به من چه، منم وقتی اون چیزی میخواد اصلا دست خودم نیست عصبی میشم و به حرفاش گوش نمیکنم و عصبی میشم، خودمم میدونم اصلا کار خوبی نیست ولی عقده شده واسم، الان نمیدونم باید چیکار منم














با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس ناراحتی و عدم رضایت شما از اتفاقاتی که در کودکی شما رخ داده است و همچنین رفتارهای ناراحت کننده پدرتان کاملا قابل درک است.
اساسا هر فردی نیاز دارد که در رابطه هایش احساس ارزشمندی و امنیت دریافت کند و رفتارهای کنترل گرانه ای مانند توهین و تحقیر و پرخاشگری و تهدید و از همه بدتر پرخاشگری فیزیکی و تهدید به آسیب جدی برای هر فردی ناراحت کننده است و باعث تخریب رابطه ها و دور شدن افراد از یکدیگر می شود.
اگرچه به این که اکنون چند سال دارید اشاره ای نکردید اما ظاهرا انقدر بزرگ شده اید که بدانید این گونه رفتارها هرگز به شما مربوط نمی شود و بیشتر به عدم آگاهی و مهارت های لازم پدرتان در مواردی مانند مدیریت خشم و یا روابطه بین فردی موثر بر می گردد و هیچ قصوری متوجه شخص شما نبوده است.
و این که اگرچه ناراحت کننده است اما بهتر است ایشان را همین گونه که هستند بپذیرید و ببینید که با توجه به همین شرایط شما در کل می خواهید چگونه انسانی و چگونه فرزندی برای ایشان باشید و مطابق اصول و ارزش هایی که در زندگب برای خودتان دارید رفتار کنید نه بر اساس خشم و یا احساساتی که ناشی از قضاوت منفی ایشان است.
چرا که فقط در همین حالت است که می توانید در بلند مدت احساس رضایت و خشنودی بیشتری را تجربه کنید.
در این زمینه برای این که بهتر به این موضوع پی ببرید می توانید تصور کنید که سال ها از این شرایط گذشته است و مثلا شما در ده سال آینده قرار دارید، ببینید اگر در آن زمان بخواهید به گذشته خودتان و به این دوران نگاه کنید، اگر چگونه رفتاری اکنون داشته باشید و چه مسیری را در پی گرفته باشید (به عنوان مثال شفقت و همدلی و مدارا یا تسویه حساب و تلافی جویانه) آن زمان احساس بهتری تسبت به خودتان و عملکردتان دارید و احساس رضایت درونی بیشتری را تجربه خواهید کرد.
این پرسش می تواند برای شما تا حد زیادی تعیین کننده باشد و شما را به سمت ارزش های زندگی تان هدایت کند.
اگرچه ممکن است کمی دشوار باشد اما در نظر داشته باشید که شما اکنون دیگر آن کودک آسیب پذیر و ناتوان در گذشته نیستید و ترسی هم از ایشان ندارید و دیگر ادامه این مسیر و این که چگونه رفتاری در مقابل ایشان داشته باشید کاملا انتخاب خودان است و باید ببینید چگونه می توانید بهترین خودتان باشید.
در این مسیر برای دریافت راهنمایی های دقیق تر و برای این که بدانید چگونه با احساسات منفی و ناخوشایند خودتان به شیوه بهتر و موثرتری روبرو شوید و در مسیر تحقق نیازها و خواسته هایتان اقدامات موثر لازم را انجام دهید می توانید از یک فرد متخصص کمک تخصصی و حرفه ای دریافت کنید و با دریافت جلسات مشاوره فردی به صورت حضوری یا غیر حضوری خودتان را توانمند تر سازید تا گام های موثری بردارید.