سلام خسته نباشید.
من دختری 25ساله ام و تحصیل کرده و اجتماعی. اما یه دغدغه فکری دارم که مدام آزارم میده. توی چند سال اخیر 4/5تا خواستگار داشتم. حالا یا من نخواستم یا خانواده یا خانواده خواستگارم.
مادر بنده به دلیل بیماری افسردگی و اختلال حواس زیاد اهل آداب و معاشرت نیست با کسی رفت و آمد نداره . اگرم جایی بره یه رفتاری از خودش نشون میده که من خجالت میکشم و غصه میخورم. گاهی هم این رفتارش موجب مزحکه و خنده دیگران میشه. من خیلی ناراحت میشم. پیش خودم میگم کسی با این شرایط منو نمیپذیره و نمیخواد. وقتی میبینم خواستگار میاد ولی خانواده من اونجور که باید رفتار نمیکنن و آداب معاشرتشون در سطح پایینی قرار داره و بعد از اومدن دیگه ازشون خبری نمیشه غصه میخورم. از خودم نا امید میشم. گاهی پیش خودم میگم اگه ازدواج کنم داروهای مامانمو هروز کی میده کی هروز باید غذا درست کنه و خونه رو تمییز کنه. اگه من نباشم کسی نیست این کارا رو انجام بده. دلم میگیره از اینکه هنوز جونم ولی جونی نمیکنم. شرایط سختی دارم. کسی ام با این شرایط یه دخترو نمیپسنده. نمیدونم تقدیرم چیه………..