سلام وعرض ادب.من باهمسرم دزفول زندگی میکنیم وخانوادم همدان هستن و تااخر سال برای همیشه برمیگردم ب شهرم.الان هم. نزدیک ازمون وکالت هستم ویک سال براش تلاش کردم اما متاسفانه درکل خیلی نگران خانوادم هستم و خیلی عذاب وجدان دارم ازینکه ازشون دورم.ضمن اینکه پدرمن متاسفانه خونشوسرمایش رو به کل ازدست داد ومن ب شدت فکرم درگیره و اصلا نمیتونم. کنترل رو ذهنم داشته باشم وخیلی نازاحتیشون ناراحتم میکنه.چون مستاجرن فکرم خیلی مشوشه.ازطرفی هم تاسه هفته دیگه نمیتونم. برم کنارشون والان ک نباید فکرمو مشوش کنم وتمرکزم روی ازمونم باشه متاسفانه فکرم درگیره .البته. بیشتربخاطراینه ک پدرو مادرم تنهاهستن ومن برادروخواهری ندارم ک پیششون باشه وگرنه. اگرکسی بود اصلا اذیت نمیشدم پدرومادرم هم خیلییی ی من وابسته اند ولی اصلا ب من فشار نمیارن وتوقعاتشون روبهم نمیگن.ولی ازین که همخ اطرافیانشون بچه هاشون کنارشونه ولی خانواده من تنها اذیت میشن ومن هم همینطور.میشه لطفاراهنماییم کنید
- On تیر ۸, ۱۴۰۰, ۱۱:۴۵ ق.ظ
sabra.f
دسته بندی: مشاوره خانواده
خانواده
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (1)
سلام به شما دوست عزیز
نگرانی شما برای خانوادیتان قابل احترام هست اما در این مسیر نیاز است که شما به شرایط درسی و مسیر زندگی مشترکتان نیز توجه داشته باشید چون در هرصورت اگر مدیریت لازم وجود نداشته باشد می تواند برای شما و همسرتان نیز مشکلاتی ایجاد کند .
در مورد شرایط اقتصادی نیز برای کمک به خانواده نیاز است که شما به شرایط مالی خود و همسرتان توجه کنید .
در هرصورت در این مسیر نیاز است که شما در احترام به آنها به شرایط فعلی نیز توجه کنید تا بتوانید در این مسیر با بهترین برنامه ریزی پیش بروید و بتوانید مسیر رشدی خودتان و زندگی مشترکتان را نیز طی کنید.