سوالتو بپرس
X

خسته شدیم

سلام من درسا هستم….
پدر من سال ها پیش با شوهر خواهر خود شراکت کرد که در طول این شراکت مادربزرگم به رحمت خدا رفت و عمه و شوهر عمه من سهم ما را به جا نیاوردند و از آن پس ما با آن ها رفت و آمد یا تماسی نداشته ایم…..
پس از آن ما برای جبران بدهکاری ها مجبور شدیم از خانه خود نقل مکان کرده و به خانه پدر بزرگم(از طرف مادری)بیاییم…..
پدربزرگم شخصی بی منطق و لجباز است و به همین علت از روزی که به اینجا آمده ایم هر روز دعوا و بحث داریم…..
حالا چند روزا برادر کوچک ترم موبایل پدرم را به بهانه بازی گرفت ولی همه پیام رسان های او را پاک کرد و چند روز در بازگردانی آن مشکلاتی داشتیم تا اینکه توانستم بعد از دو روز آن ها را بازگردانی کنم ولی اخلاقش برنگشته و به جیزای جزئی ویا….(کلا گیر میده)
من از فردا باید برای امتحاناتم بخوانم ولی با این شرایط نمی توانم…..
می شود راهنماییم کنید که چیکار کنم؟
در ضمن پدرم خیلی فحش میدهد و اصلا منطق نداره…دارم دیوانه می شوم لطفا کمکم کنید

درسا:

نمایش نظرها (2)

  • سلام به شما درسا جان
    قابل درک هست که این شرایط برای همه شما با فشار روحی زیادی همراه می باشد اما دقت کنید که بهتر است سعی کنید شرایط فعلی پدرتان از نظر اقتصادی را نیز مد نظر داشته باشید چون ایشان نیز فشار روحی زیادی را تحمل می کنند و ممکن است با رفتارهای نادرستی مانند فحش دادن آن را نشان بدهند اما بهتر است سعی کنید در شما با درک سبک رفتاری ایشان در زمان عصبانیت از صحبت و ادامه بحث خوداری کنید و از وارد شدن به حریم های خصوصی ایشان خوداری کنید .
    سعی کنید که مسیر رشدی خود را طی کنید تا بتوانید در آینده شرایط بهتری را تجربه کنید .
    امکان تغییر این شرایط با توجه به توضیحات شما وجود ندارد و نیاز است که همه شما برای ارامش بیشتر سازگاری بیشتری با این شرایط داشته باشید .

  • با سلام خدمت شما
    دوست عزیز احساس ناراحتی شما از شرایط موجود قابل درک است.
    البته مطالب را خیلی مبهم توضیح دادید و چندین مسئله را با هم عنوان کردید که به نظر می رسد در نهایت هیچ یک از این مسائل و مشکلا تحت اراده و اختیار شما نیست و درباره آنها راهی به جز پذیرش شرایط به همین صورتی که هست ندارید.
    شما نمی توانید رفتار هیچ فردی را به جز خودتان تغییر دهید و بدرفتاری های والدین و یا پدر بزرگتان هم احتمالا به دلیل عدم آگاهی، عدم داشتن مهارتهای مدیریت خشم در این زمینه و یا به دلیل مشکلات درونی و دغدغه های خودشان است و کاری از شما در این زمینه ساخته نیست.
    بنابراین به نظر می رسد بهتر باشد به جای تمرکز بر رویدادهایی که در گذشته اتفاق افتاده است و شما هم در رخ دادن آنها سهم ونقشی نداشته اید، بر خواسته ها و اهدافی که در مسیر زندگی خودتان پیش رو دارید تمرک کنید و بدانید چگونه می توانید در مسیر زندگی خودتان اقدامات موثری انجام دهید.
    به عنوان مثال در تمام مواردی که به عنوان مشکل مطرح کردید مانند مشکلات رفتاری پدر و پدربزرگتان و درگیری های آنها و پرخاشگری هایشان و یا هرگونه اختلافات دیگر، واقعا کاری از شما ساخته نیست.
    اما می تونید به این فکر کنید که چه کار کنید تا زمینه تمرکز بیشتر را برای خودتان فراهم کنید تا به درستان و امور روزانه تان برسید.
    مثلا یکی از آنها فکر کردن برای یافتن گزینه های موجودتان برای مکان مناسبی برای مطالعه است.
    تعیین چشم انداز و هدفگذاری و اولویت بندی دغدغه ها و تشخیص اینکه کدام یک از خواسته هایی که دارید واقع بینانه و دست یافتنی و مربوط به شما هستند و کدام یک مربوظ به شما نیستند و تحت اراده و اختیار شما نیستند هم یکی دیگر از موارد مهمی است که اگر به آن توجه کنید انرژی تان را بیهوده بر سر مسائلی که از سوی شما تغییرناپذیر هستند هدر نمی دهید (مانند تعیین ارث و میراث و یا اتفاقاتی که بین بزرگترهایتان رخ داده است که درست یا غلط خارج از محدوده کنترل شما است و به طور مستقیم به شما مربوط نمی شود).
    شاید لازم باشد در برخی موارد توانمندی های خودتان را تقویت کنید یا مهارتهای جدیدی یاد بگیرید و تمرین کنید تا در برابر اینگونه اتفاقات کمتر آسیب پذیر باشید و اجازه ندهید مانعی بر سر راه شما برای رسیدن به اهداف و خواسته هایتان در مسیر زندگی دلخواهتان شوند و بدانید هر کسی خودش مسئولیت پیگیری و برآوردن خواسته ها و نیازهایش را بر عهده دارد پ باید فعالانه در مسیر تحقق آنها تلاش کند نه اینکه منتظر ایجاد شرایط مطلوب توسط اطرافیان بنشیند و چنین توقع و انتظاری کاملا غیرواقع بینانه و دست نیافتنی به نظر می رسد و در عمل شدنی نخواهد بود.