سوالتو بپرس
X

خواستگاری

سلام.دختری هستم ۲۰ساله.پسری هم سن خودم خواستگار من هستن.هر کدوممون تو یکی از شهر ها هستیم و از هم دوریم.من دلم میخواد اکثر اوقات کنارم باشه ولی خب شرایط طوری نیست ک این طوری باشه.خیلی بهش وابسته شدم ولی اصلا بروز نمیدم و داره از درون خفم میکنه.بیماری دو قطبی هم دارم ولی شدید نیست ولی احساس میکنم این حالت ها باعث تشدید فاز شیدایی دد من شدن.نمیدونم باید چیکار کنم ک اروم بشم.دارو هم مصرف میکنم ولی احساس میکنم این رایطه داره همه چیو خراب میکنه.من ایشون رو دوست دارم ولی شرایط برام خیلی داره سنگین تموم میشه و اصلا دیگ توانشو ندارم.دلم میخواد دیگ باهاش حرف نزنم ولی نمیتونم.واقعا نمیدونم باید چیکار کنم.ممنون میشم راهنمایی بکنید.

karimia:

نمایش نظرها (3)

  • سلام به شما دوست عزیز
    نگرانی و احساسات شما قابل احترام می باشد اما اجازه بدهید در این مورد با هم بیشتر صحبت کنیم تا بتوانیم نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
    1. چند مدت ااست این آقا را می شناسید؟
    2. معیارهای شما برای انتخاب این فرد چه ویژگی هایی می باشد؟
    3. بعد دوری مسافت برای شما قابل پذیرش می باشد؟
    4. رابطه شما در دنیای واقعی می باشد یا مجازی؟
    5. چه چیزی در این خواستگاری شما را نگران کرده است؟

    • ۱.تقریبا یک سال
      ۲.خیلی معیار دارند.از جمله عاقل بودنشون تو این سن و این که واقعا قصدشون ازدواجه و همچنین اگر فرصت بهشون داده بشه میتونن خیلی خوب زندگی رو بچرخونن و این ک بسیار خانواده دوست هستن و بگم از ایندم با ایشون مطمئن هستم از نظر مالی و شان اجتماعی
      ۳.این دوری این طوری هستش ک مثلا ۶ ماه هم رو میبینیم و ۳ ماه هم رو نمیبینیم.اوایلش سخت نبود ولی کرونا ک وسط اومد سختش کرد و الان حس میکنم قابل پذیرش نیست
      ۴.میگم اصولا واقعی بود ولی به خاطر کرونا شده مجازی و داره اذیت میکنه.
      ۵.خانواده و پذیرششون.من پیش خودم گفتم اگه ایشون دور هستن باشن ولیدحداقل ب طور مجازی پیش هم هستیم ولی خب مثل این ک مادرشون گفتن ک ایشون کمتر بهشون توجه میکنن و اینا و باید کمتر کنه این رابطه رو.مثلا فقط زنگ بزنه و تمام.ولی قبلا این طور بود ک بیشتر پیش هم بودیم ولی الان یهو کم شده منو سرگردون کرده.نمیتونم دیگ درست احساس ابرازات کنم و یخ شدم یکم.پیش خودم میگم جوابشو نده ولی ساعت ها پای موبایل میشینم و منتظرم بعدش ک میاد بهش کاری ندارم و یخ شدم.نمیدونم بمونم نمونم.اگه ایشون تنهایی منو پر نکنه پس کی این کارو بکنه!واقعا افکار داره دیوونم میکنه.

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    احساسات شما با توجه به توضیحاتی که دادید و بیماری زمینه ای که دارید کاملا قابل درک است.
    با توجه به اینکه از ایشان به عنوان خواستگار یاد کردید به نظر می رسد که خیلی ایشان را نمی شناسید و به تازگی آشنا شده اید.
    اگر اینطور باشد که خب این همه اشتیاق و علاقه ممکن است کمی غیر طبیعی بادشد.
    به این معنا که کشش و جذابیت اولیه حتما وجود دارد و با توجه به سن و سال شما مسلما شدید هم هست اما دوست داشتن واقعی باید بعد از شناخت شکل بگیرد و چون هنوز خیلی ایشان را از نزدیک نمی شناسید و از یکدیگر دور هم هستید، بیشتر وابستگی ناشی از خیال پردازی می تواند باشد که می تواند برایتان در بلند مدت دردسر آفرین شود.
    اگر هم ایشان همسن خودتان باشند بعید به نظر می رسد که در این سن آمادگی ازدواج را داشته باشند و از نظر احساسی و هیجانی به ثبات رسیده باشند و تکلیف مشخصی با خودشان و زندگی شان پیدا کرده باشند که بخواهند یک نفر دیگر را هم وارد زندگی شان کنند.
    در این صورت با توجه به بعد مسافت و اشاره ای که خودتان به اختلال و مشکل روانشناختی تان داشتید، بهتر است این رابطه ادامه پیدا نکند و در این زمینه حتما علاوه بر مصرف به موقع و منظم داروهایتان طبق دستور پزشک معالجتان، برای دریافت مشاوره هم به یک روانشناس مراجعه نمایید تا در این زمینه کمک حرفه ای دریافت نمایید و بتوانید این رابطه را به درستی مدیریت کنید.
    اگر هم ایشان واقعا خواستگار شما هستند و مراسم خواستگاری هم انجام شده و خانواده ها هم در جریان هستند و قول قرارها گذاشته شده و فقط شما نمی توانید دوری ایشان را در این فاصله تحمل کنید، بهتر است حتما قبل از تصمیم نهایی مشاوه پیش از ازدواج دریافت نمایید تا آکاهانه و بهتر تصمیم بگیرید چرا که ممکن است انتخابتان و تصمیمتان اکنون تحت تاثیر مستقیم این مشکلتان باشد که در این صورت می تواند آسیب پذیری شما را افزایش دهد.
    همچنین برای دریافت راهنمایی بیشتر در این زمینه و با توجه به عود مجدد بیماریتان، حتما به صورت فردی هم مراجعه به روانشناس داشته باشید و آن را در اولویت اقداماتتان انجام دهید چرا که مسئله شما نیاز به بررسی و ارزیابی دقیقتری دارد.