2
خواستگار
با سلام
دختر خانم مجرد ۲۸ سالهای، خواستگاری داره ک ۱۰ سال ازش بزرگتره و قبلن ازدواج کرده و بعد از ۶ سال جدا شده
آیا درسته ک ایشون از دختر مجرد، تقاضای ازدواج کنه؟ و اینکه چه سؤالاتی باید از این آقا پرسیده بشه؟ و دختر خانم چ چیزهایی رو باید در نظر بگیره؟














سلام به شما دوست عزیز
در این مورد بسته به اینکه این خانم چه معیارهایی برای ازدواج دارند سوالاتی که نیز باید بپرسند متفاوت می شود و اینکه دقت کنید برای این آقا محدودیتی در ازدواج وجود ندارد و ایشان می توانند در این مسیر اقدام کنند و در کنار این موراد در مورد اختلاف سنی نیز بهتر است اگر شناخت اولیه مثبت بود و این خانم مایل به ادامه شناخت بودند مشاوره پیش از ازدواج را دریافت کنند تا بتوانیم با بررسی سن تقویمی و رشدی هردوی آنها اگر این اختلاف سنی با اختلافات رشدی مهمی همراه بود در این مورد به هردوی آنها اطلاعات لازم داده شود تا بتوانند تصمیم گیری بهتری داشته باشند .
در مسیر ازدواج بهتر است شناخت در دنیای واقعی و در شرایط خانوادگی و اجتماعی صورت گیرد در کنار اینکه تحقیق و مشاوره پیش از ازدواج نیز می تواند کمک زیادی به تصمیم گیری ایشان کند.
با سلام خدمت شما دوست گرامی
دوست عزیز مواری که در زمینه ازدواج مطرح می شوند اصول نسبتا ثابتی هستند که ربطی به سابقه ازدواج قبلی افراد ندارند، مواردی مانند شباهت و هم خوانی در برخی از ویژگی های شخصیتی، مسیر و سبک زندگی، اهداف مهمی که هر یک از طرفین در زندگی شان دارند، آن چه به عنوان معنا و ارزش و اصول در طول زندگی برایشان وجود دارد، سطح اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی خانواده ها، باورها و افکار و عقاید زندگی، سطح نیازها و خواسته ها که بهتر است تمام این موارد از سوی افراد متخصص در حوزه ازدواج مورد ارزیابی و بررسی بیشتری قرار گیرد تا شناخت بیشتری حاصل شود.
مهم است که افراد زمانی را برای آشنا شدن با یکدیگر و شناخت هم اختصاص دهند و درباره تمام مسائلی که ممکن است در آینده با آن در زندگی مشترک روبرو خواهند بود از همین ابتدا گفتگو کرده و به توافق دو سویه و ادراک مشترکی با یکدیگر برسند.
مواردی مانند شیوه پول خرج کردن و پس انداز، شاغل بودن یا نبودن افراد، سبک زندگی دلخواه، انتظارات و خواسته های هر یک از طرفین از زندگی مشترک و از همسر آینده، چک کردن و مطرح کردن ملاک ها و معیارهای مهم و تعیین کننده که دارای اولویت هستند با یکیگر و از همه مهم تر دلیلی که افراد برای ازدواجشان دارند همگی می توانند اطلاعات زیادی را از فرد مقابل در اختیار افراد قرار دهند که می توان از آن ها در مسیر انتخاب و تصمیم گیری استفاده کرد.
در مورد اختلاف سنی زیاد زمانی که بیش تر از یک دهه باشد معمولا به افراد هشدار داده می شود که ممکن است با چه چالش ها و مشکلات احتمالی در آینده روبرو شوند و خوب است که افراد با آگاهی از این مسائل و با در نظر گرفتن شیوه های مقابله با آن ها دست به انتخاب بزنند و بینند آیا آن ها می توانند این گونه چالش ها را به شیوه موثری مدیریت کنند.
اما باز هم می تواند کاملا فردی و شخص محور باشد یعنی بسته به نظر و عقیده و باورهای خود افراد و اهمیتی که به قضاوت های اطرافیان می دهند و ممکن است در ادامه مسیر آن ها را دچار تردید و یا دلزده کند، پیامدهای مختلفی داشته باشد.
داشتن تجربه یک ازدواج موفق قبلی هم جزو مواردی است که باید به آن علاوه بر تمام این موارد توجه ویژه ای شود که آیا فرد احتمالا مبتلا به مشکلات روانشناختی خاصی هست یا خیر، دلایل جدایی و تبیینی که افراد از تجربه جدایی خودشان ارائه می دهند هم می تواند اطلاعات خوب و مفیدی را در اختیار ما قرار دهد، به عنوان مثال آیا فرد به سهم و نقش خودش در آن موضوع آگاه است و یا تمام سهم و یا اشتباه و تقصیر را به گردن همسر قبلی خودش می اندازد و مواردی از این قبیل که باز هم یک فرد متخصص بهتر می تواند این گونه موارد را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد.
به عنوان مثال اختلافات بین همسران به دلیل تفاوت های بین فردی همواره جزو جدایی ناپذیری از زندگی مشترک است و مهم است که افراد شیوه های موثر روبرو شدن و مقابله با این مشکلات و تعارضات را بدانند تا دچار مشکل نشود و در خیلی از مواقع آن چه باعث نارضایتی و در نهایت جدایی زوج ها می شود همین موضوع نداشتن مهارت و تونمندی کافی در این زمینه و مواردی مانند مدیریت خشم، حل مساله و مدیریت درست مشکلات ارتباطی است که جای بررسی بیشتری دارد چرا که اگر آن فرد بخواهد با همان الگوها مجددا وارد رابطه جدیدی بشود خیلی کیفیت زندگی تفاوت چندانی با قبل نخواهد داشت مگر این که فرد به سهم خودش آکاه باشد بتواند متعهدانه مسئولیت رفتارش را بر عهده بگیرد و پس از کسب بینش در مسیر بهبود و اصلاح آن ها مشارکت و تلاش داشته باشد و اقدامات موثری انجام دهد.
این که آیا چنین فردی می تواند تقاضای ازدواج از یک دختر مجرد را داشته باشد، بله چرا نتواند، هر کسی مجاز است خواسته های خودش را به شیوه های درست و موثری مطرح و پیگیری نماید، اما همان طور که ایشان مطابق خواهسته ها و نیازهای خودشان پیش خواهند رفت طرف مقابل هم باید کاملا بررسی کند ببیند او از زندگی چه می خواهد و آیا چنین موردی به عنوان همسر آینده برایش قابل قبول است یا خیر و تا چه اندازه به معیارها و ملاک ها او برای همسر آینده هم خوانی دارد و آیا اولویت های او را محقق می کند یا خیر و ایا می تواند با او هم مسیر و همراه شود و با او زندگی مشترک را آغاز کند یا خیر.
چرا که اساسا افراد ازدواج می کنند تا بتوانند خواسته ها و نیازهای خودشان را به شکل مناسب تر و بهتری و از طریق مشارکت و همراهی و همکاری یکدیگر، پیگیری و برآورده کنند و مهم است که این همکاری و همراهی در ابتدا بسترش فراهم باشد و بعد بتواند به شیوه درستی پیش برود.
مهم است که افراد درون رابطه احساس ارزشمندی دریافت کنند و احساس امنیت کنند و صمیمیت عاطفی بتواند شکل بگیرد.
با توجه به تمام این موارد به ایشان توصیه می شود حتما برای تصمیم گیری نهایی مشاوره قبل از ازدواج دریافت کنند تا بتوانند اطلاعات تکمیلی و شناخت بهتری از یکدیگر به دست آورند و با استفاده از این اطلاعات که گاهی واقعا خودشان نمی توانند به تنهایی متوجه آن ها شوند و در این صورت می تواند بسیار موثر و تعیین کننده باشد، بتوانند بهترین انتخاب را داشته باشند و تصمیم گیری خوب و مناسب و آگاهانه ای در این زمینه داشته باشند.