سوالتو بپرس
X

خوانوادگی

سلام من دختری 18 ساله هستم دوسال پیش پدر بزرگم فوت کردن و ما اومدیم طبقه ی بالای خونه ی پدربزرگم واسه اینکه مادربزرگم تنها نباشه درصورتی که من سه تا عمو و دوتا عمه هم دارم که وضع همشون خوووبه و ماهم چون مغازه ی بابام کنار خونه ی مادربزرگمه اومدیم بابام بهم گفت فقط دوسال اینجا میمونیم بعد میایم خونه ی خودمون دوباره ولی دوسال و نیم شد هنوز اینجاییم خسته شدم خیلی بده سرو صدا و…هفته ای یه بار مامانم میره خونه ی مامان بزرگمو(مادر شوهرشو) تمیز میکنه خسسسسسته شدم چیکارکنم؟؟

zesa:

نمایش نظرها (7)

  • دوست عزیز بهتره در چنین شرایطی که تصمیم گیری تابع نظر جمع هست و پدرتون در چنین شرایطی قرار گرفته ، با صبوری و منطقی فکر کنید ... اصرار و نگرانی شما چیزی رو عوض نمیکنه و برعکس بیشتر به نگرانی شما دامن میزنه ...
    شرایط رو قبول کنید و سازگاری داشته باشید و در زمان مناسب در این مورد با پدرتون صحبت کنید شاید دلیلی داشته باشه که بتونه شمارو قانع کنه

  • سلام . من دختري ٢٤ ساله هستم و محصل . يك مادر پير دارم و يك خواهر مريض كه هر دوشون نياز به كمك دارن . در حال حاضر من سرپرستي و كاراي اونها را انجام ميدم. مادرم خيلي به من إتكا كرده. متاسفانه من چهره ي دلنشيني دارم و هر جا ميرم و با هر كسي نشست و برخاست ميكنم بعد چند مدت واسه خواستگاري ميان. اوايل به راحتي همشون را جواب ميكردم و ميگفتم قصد ازدواج ندارم به دليل شرايط خانوادگيم. اما اين أواخر يك جوان سمج مدعي كه عاشق من است و دست بر دار نيست . چندين بار جواب رد دادم ولي باز هم ول كن نيست. از طرفي مادرم ديگه دوست نداره با احدالناسي ديدار داشته باشم و از هر چي خواستگار هست هم متنفر هست. مادرم بسيار حساس شده روي حركات و رفتار هاي من و هميشه بد خلقي ميكنه كه تو من و خواهرت را ميخواي ول كني و بري. الان مادرم لج كرده و همش دعوا ميكنه و از طرفي اين پسر ول كن نيست. ناگفته نماند مادرم با اين اقا پسر هم دعوا كرده و او را هم فوش داده كه دخترم را به تو نميدم.مادرم حتي وقتي دير به خانه ميايم هم كج خلقي ميكنه. از دست رفتاراش كلافه شدم از طرفي با اين جوان عاشق چه كنم؟با مادرم چه رفتاري داشته باشم؟

    • دوست عزیز در وهله اول باید بدونید مادرتون رو میتونید با محبت کردن و جلب رضایتش آرام کنید ... سعی کنید راضیشون کنید تا به آرامش برسید ... بهتره بدونید نباید به ابراز علاقه های یک پسر اهمیتی بدید چون شدیدا" میتونه تحت تاثیر هورمونی باشه ... شما باید فرد رو بر اساس این انتخاب کنید که اول به دلتون باشه و دوم اینکه از نظر سطح خانوادگی و درک فرهنگی و اجتماعی در یک سطح باشید ... مادرتون هم مهرطلب شده و باید نظرش رو تامین کنید چون واقعا " به دعاش نیازمندید ... ولی در مورد ازدواج شتابزده و عجول برخورد نکنید ... در خانواده افراد قابل اعتمادی هستند که میتونید باهاشون صحبت کنید و در این مواقع ازشون مشاوره بگیرید
      در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • میشه اینجا جوابمو بدیدداداش19ساله سربازدارم متوجه بوی بدسی :-( گارازلباسش شدم نمیخوام بدرومادرموناراحت کنم چه کاری ازمن برمیاد لطفا جواب بدید تا دیر نشده :-( :-(

    • دوست عزیز شما نمیتونید کار خاصی انجام بدید مگر بطور غیر مستقیم در مورد صحبت کنید ... مثلا" از ایشون تعریف کنید که چقدر خوبه که دنبال این چیزا نرفته و مثل خیلی از جوونا جو گیر نمیشه و سیگار بکشه .... اینطوری میتونید به طور غیر مستقیم روی ایشون تاثیرگذار باشید

  • بسری را دوستدارم وقصدمان ازدواج است خانواده بسربدلیل اینکه برادر بزرگترداردمخالف این وصلت هستند برادرش سربازی نرفته درصورتیکه اوتربیت معلم است ومعاف ما چطورمیتوانیم خانواده اش را راضی کنیم6سال است ک دوستیم کلافه شدیم واقعاااااااااا درضمن خانواده بسردرجریانند ازخانواده من هم بدرم وتقریبا راضی است :reallypissed: :reallypissed:

    • پس همه شرایط مهیاست و میتونید از طریق افراد با نفوذ و قابل اعتماد در این مورد وارد عمل بشید ... تا بتونید خانواده پسر را به خواستگاری ترغیب کنید ... در ضمن طرف شما میتونه از طریق همین برادر بزرگترش روی تصمیم خانواده اش تاثیرگذار باشه