حدود یکساله متوجه اختلال رفتاری همسرم شدم.درظاهرهمیشه اظهار علاقه شدید قلبی و دوست داشتن داره طوریکه بعداز فهمیدن اینکه به دوستان و افراد نزدیک خانواده ام دست درازی کرده برام غیرقابل باور بود. یکماهه تحت نظر مشاور هستیم اما من بدلیل اینکه دیگه نه اعتمادی دارم که بیماریش خوب شه و نه دیگه روی نگاه کردن به خانوادم رو دارم تصمیم دارم طلاق بگیرم اما اون تمایلی نداره و تلاش میکنه من جدانشم منم دوسش دارم اما عقل میگه طلاق . لطفا راهنماییم کنید توی برزخم
نمایش نظرها (1)
سلام...ببینید خانواده شوهر همیشه طلبکارانه منتظر احترام یک طرفه هستن و کوچکترین موضوع رو به پسر با بزرگنمایی منتقل میکنن مواظب بلشید سر گزارش دیگران کاشانه خود رانابود نکنید باقی با خودتون یا علی