خیانت های مکرر همسر
من و همسرم از ۱۷سالگی باهم بودیم تا الان که ۱۷سال از زندگی مشترکمون میگذره اینو بگم با نداری و همه چیز همسرم ساختم ولی متوجه خیانت های مکرر همسرم شدم از زن متاهل بگیر تا دانشجو و هر برنامه ای بگی با همه چت میکرد و این منو به شدت ازار میداد خیلی تحمل کردم ولی هر بار میگف برگرد و پشیمانم تا اینکه بعد گذشت چندسال منم ناخواسته وارد یه رابطه ی ممنوعه شدم و به همسرم خیانت کردم که همسرم فهمید و به زور مرا بخشید الان ۴سالی از اون حادثه ی بد میگذره بهش میگم تو هم فراموش کن تو اگه خیانت نمیکردی اونم چندین بار باور کن منم خیانتی نمیکردم تو روحم و ازار دادی با همین یک بار خیانتم نتونستی کنار بیای چرا فک میکنی خیانت های مکرر تو ب ای من اسون بود مگر من چی برات کم گذاشتم از خودم خیلی گذشتم تا به این زندگی رسیدیم الانم متوجه چت هاش با چندتا خانم شدم که یکی در حد شوخی های جنسی و اینا بود ولی یکی بهش قول ترک کردن من و ازدواج باهاش و داده و حتی گفته بچه هاتم بیار با بچه هام بزرگشون میکنم من الان به شدت محتاج محبتم خیلی بریدم حتی بهش گفتم برو باهمونازدواج کن فقط خونه و بچه هام و بده چون سوهان روحم شدی میبینم با کسی هستی کلی بازم منو نگه داشتی درسته گناه کردم ولی فقط همون یک بار خریت بود ولی تو چی تو چرا وقتی پاک بودم با زنای متاهل و همه رقم دختر بودی منم یکی از اون زنا چرا فک میکنی اونا همسری ندارن که دلشون و سوزوندی شاید من تاوان یکی از گناهات باشم والا من کجا و خیانت کجا اصلا به خواب هم نمیدیدم که من همچین گناهی کنم اون باهام میگه میخنده گاهی ولی گاهی اصلا منو نمیبینه کاش خودش از اول هرزگی نمیکرد کاش من کم گذاشته بودم که بگم حقم بود کاش بشه زندگیمون درست بشه













