باسلام.وخداقوت به شما.اجرتون با مولا.
بنده همسردوم همسرم هستم که ۸ ساله ازدواج کردیم.درکنار همسراول و۳ فرزندپسرش.قبول کردن همسراولش به دلیل جمع شدن شوهرش بوده که مدعی بوده عاشق منه ومن همه زندگیش هستم.اما حالا بعداز۸ سال باضبط صدای درحال س کردن همسر م درخانه با دخترعمویش وسه نفر دیگر .فهمیدم همیشه دروغ گفته.بازهم به کنایه های مختلف ازش میپرسم، میگه به غیرازمن باهیچ کس نمیتونه رابطه داشته باشه. حالا من چیکارکنم ضبط صدارو بهش نشون بدم وترکش کنم .نمیدونم لطفا کمکم کنید چه کاری باید انجام بدم.ممنونم
نمایش نظرها (47)
به هر حال شما اگر ایشون رو دوست دارید پس برملا کردن این اتفاق هیچ تاثیری نداره فقط میتونید به صورت غیرمستقیم در این مورد به ایشون گوشزد کنید و حریم و خط قرمز زندگی خودتون رو مشخص کنید ... و اینکه این بارو نادیده بگیرید .. ولی اگر نظر دیگه ای دارید راه مشخصه ولی هر تصمیمی گرفته بشه تماما" به خواست و نظر و حس درونی شما داره و بس ...
پس بهتره در این مورد بیشتر فکر کنید و به خودتون فرصت بدید
متاسفانه اگرخودش اقرارکنه که انجام داده میتونم ببخشمش اما وقتی ازش میپرسم میکه نه من به غیرتو به کسی نگا نمیکنم.واین بار اولش نبوده.میگه اگه مدرکی داری روکن! ومتاسفانه جسارت پیدا میکنن وقهرمیکنه
بنظرتون درست هست که اینبار امتحانش کنم دوربین بذارم؟
با سلام وخسته نباشید همسرم به من خیانت کرده با یک زن شوهر دار رابطه ی دوستی داشته من ازش پرسیدم که ایا رابطه جنسی داشتید یا نه به من میگه نه من از کجا باید بقهمم که راست میگه یا دروغ واز کجا باید متوجه بشم که بینشان چی گذشته؟!...
شما باید اعتماد کنید و موضوع رو اونقدر کش ندید که باعث فرار شوهر شما به سمت دیگه ای بشه ... شما باید به طور غیرمستقیم هم به ایشون گوشزد میکردید ...
تا هم ایشون رو به دروغگویی وادار نکنید و هم راه فرار رو برای ایشون باز نکنید
بهتر در این مورد با صبر و منطق خودتون جلو برید و از احساساتی شدن بیمورد پرهیز کنید
سلام...دوازده ساله ازدواج کردم..یه دختر هم دارم..شوهرم بهم خیانت میکنه...چند بار بخشیدم اما فکر میکنم درست نمیشه.....بنظر شما یه زن تنها میتونم زندگی کنه؟؟خودم شاغل و حقوقم هم کفار میده
دوست عزیز همه این موارد به خودشما بستگی داره ... به هر حال خیلی از خانم ها به خاطر مسائل عاطفی و احساسی نمیتونن در این شرایط تصمیم گیری کنن
بهتره مشاوره ای حضوری انجام بدید تا بتونید یک تصمیم درست و قطعی بگیرید
در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282
021-88472864
با سلام. همسر من سعی میکنه بعضی مسایلش رو از من مخفی کنه. مثلا به شدت به نزدیک شدن و دست زدن من به گوشی موبایلش حساس است. و چند مورد هم متوجه شدم این بخاطر پیغام های خانوم هاست. هفته پیش که بدون اجازه گوشیش رو چک کردم دیدم که شماره یکی از همکارای خانومش به یه اسم دیگه ثبت شده. وقتی ازش میپرسم دست پیش میگیره و دعوا میکنه که چرا شک میکنی بهم و بعد از چند روز دعوا بدون اینکه توضیحی بده فقط میگه عزیزم بهم شک نکن. ولی این دیگه آرومم نمیکنه. باید چکار کنم؟ پیش مشاور هم نمیاد.
خب دوست عزیز تجسس شما میتونه اول ایشون رو به انکار و بعد به دروغ وفرار تشویق کنه .... شما باید در این موارد در کنارش باشید و با روش خودش اقدام کنید ... چون دنیای مجازی وجود داره و کسی نمیتونه انکارش کنه و خود فرد لازمه در این مورد پرهیزکاری پیشه کنه ولی در کل خیلی از این ارتباطات در همین حد هستند و شما با حساسیت زیاد و تلخ کامی به جای جذب شوهرتون ، ایشون رو از خودتون دور میکنید ... مثل سابق به محبت کردن خودتون ادامه بدید و چیزی رو کم نکنید تا در کنار شما احساس امنیت داشته باشه
سلام امیدوارم همگی خوب باشید میخوام کمکم کنید دوستم باباش به مادرش خیانت کرده حالش خیلی بده چیکتر باید بکنه؟؟توروخدا کمکم کنید
صبور باشه ... همین
چنین مشکلاتی رو نمیشه با احساسات حل کرد چون ممکنه حلی براش نباشه
بهتره اول مطمئن بشه ... چون هر صحبت کردن زن و مردی خیانت نیست و بعد از فردی قابل اعتماد در خانواده و یا فامیل برای مشورت استفاده کنه
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282
021-88422495
021-22689558
اخه باباش درحدیه ک زنارو میاره تو خونه حالش خیلی بده میگه میخوام خودمو بکشم
سلام، 2 ساله که ازدواج کردم قبلا باشوهرم دوست بودیم،طی این2 سال زیاد دعوامون میشد ولی زمانه استراحته زایمانم که 6 ماه پیش بود خونه مادرم بودم فهمیدم ک با یه دختره 18 ساله رابطه عاشقانه داره در حدی که اهنگه پیشوازه مثل هم داشتن ،و با من خیلی بد برخورد میکرد و اصلا راضی نبود که به خونه برگردم. بعد از فهمیدن قضایا بخاطر اینکه ابروشو نبرم ازم معزرت خاهی کرد ولی از اون روز اختلاعاته شدیدی بینمون هس و اثلن نمیتونم خیانتشو فراموش کنم تقریبا دچاره افسردگی شدم جسمنا و روحا دائمادر عذابم ولی ترک کردنش هم برام خیلی سخته از طرفی هم خودشم میگه که دوسم نداره و بخاطر بچه و ابروش داره تحملم میکنه، و حرمتو احترام تماما از زندگیمون رفته لطفا راهنماییم کنین
دوست عزیز چنین زندگی خیلی وقته طلاق عاطفی در اون اتفاق افتاده و شما باید تکلیفتون رو با خودتون روشن کنید
به هر حال قراره به خاطر فرزند در کنار هم باشید پس با هم صحبت کنید شاید بتونید گذشته رو کنار بذارید و اینده جدیدی رو بسازید
در غیر اینصورت اگر شما نخوایت پرسش و در خواست کمکتون کاملا" بی مورده
خوب بودن من ،منو نابود کردولی بازم نمی خوام بد باشم.شاید خوب بودن نییست حماقت هست نمی دونم البته تمام دوستان و آشنایان مرا آدم عاقل می دانستم ام حالا بعد از 13 سال زندگی با مردی که فقط به خاطر اصرار و ایمانش باهاش ازدواج کردم احساس نابودی می کنم.
درتمام زندگی قصد آزارم را داشت :پول تو جیبی نمی داد ،بیرون نمی گذاشت برم،کار دولتیم رو ازم گرفت و برای اینکه پولی برام باقی نمونه ،به من گفت برو آمریکا کارها رو درست کن تا من هم بیام ولی بعد از 1 ماه منو تهدید کرد برگرد و خیلی شب ها خونه نمی امد،ازش می پرسیدم اگه دوسم نداره جدا شیم ولی قبول نمی کرد،توی جمع به من توهین میکرد،فقط یکبار به من گفت تو خیلی غرور داشتی و داری ،می خوام که خرد شدنت رو ببینم.تمام این ها رو برای 3 چیز تحمل کردم:پسر عزیزم- سرنوشت خانه مادرم دست او بود(به خاطر یک اعتماد اشتباه)وبرای اینکه می ترسم کسی رو ناراحت کنم.
الان با تمام توانایی علمی و کاری به لحاظ گرفتاری ،کاری نمی توانم بکنم وخانه مادرم در رهن بانک است.تو را بخدا برام دعا کنید.در آخر این را گفتم چون خانواده من به من آموزش ندادن خوب بودن خوبست اما هرگز به کسی بیش از یک حد اعتماد نکن، حتی همسر.
سلام خسته نباشید.تورو خدا کمکم کنید،من به همسرم شک یکی دو ماه پیش واسه یه پسر ازطریق واتساپ پیام عاشقانه فرستاده بود که من دیدمش وبهش گفتم اول بهم گغت خواهرم بهش گفته این پیامو از طرفش رد کنم بعد که به خواهرم گفتم قسم خورد که کار من نبوده بعد گفت از طرف یکی از دوستاش واسه رفیقش ردکرده من باورنکردم تابادوستش تماس گرف و گفت که شوهرم یعنی من فهمیده واونم التماس میکرد و گریه زاریو....تا این. چند وقته که خیلی مشکوک میزنه تماسها وپیامک های مشکوک همش میگه باخواهرمه وسریع پاک میکنه.تادیروز که بازم با واتساپ پیام فرستادو من که دیدمش سریع چاتساپو حذف کردو قسم میخچرد که اصلا واتساپ ندارم ولی بعدزد زیرش .تااینکه مخفیانه داشت پیام میداد به طرف که دیگه پیام نفرسته که من گوشیو ازش گرفتم وبه لرزه افتاده بود میگفت میخوام واسه خواهرم بفرستم ولی مطمئنم که دروغ میگه حالا من باید چکار کنم همش فکرم هزار جا میره تورو خدا کمکم کنید
دوست عزیز در این موارد اینقدر تجسس کنید چون راه دروغ رو به روی طرف باز میکنید ... وقتی ایشون گفته اینکارو نکرده تجسس شما در مورد همسرتون کاری رو درست نمیکنه در صورتی که به طور غیر مستقیم اقدام کرده بودید ایشون هم اگر اشتباهی کرده از راهش برمیگشت
و گرنه یا شما باید ایشون رو ببخشید و یا اینکه طلاقش بدید ... پس کمی آرامتر برخورد کنید
پسرس هستم متولد۷۲قبلا چندین رابطه ی دوست دختر دوست پسری با دخترای مختلف داشتم،ولی الان با یه دختر آشنا شدم که واقعا دوسش دارم و با مشورت خانواده ها قصد ازدواج باهاشو دارم،با دختره هن صحبت کردم و گفتم که قبلا رابطه ها یی داشتم.حتی اونم قبلا دوست پسر داشته،ولی یه چیزی آزارم می ده،من قبلا رابطه جنسی از پشت با دختر داشتم،احساس می کنم حق اونه که اینو بدونه،به نظر شما اینو بهش بگم یا نه؟اگر نگفتم اون پرسید راستشو بگم یا انکار کنم؟؟
بهتره از فکر گفتن گذشته بیرون بیایت چون این صحبت ها مثل یک سم زندگی رو مسموم میکنه
هر چند با چنین حرفی که شما گفتید نشون دادید برای ازدواج و زندگی مشترک هنوز هم امادگی ندارید و بهتره بیشتر در این مورد صبر کنید
با سلام بنده خانومي 32 ساله بخاطر يك اشتباه و ورود به شبكه هاي مجازي و برنامه هاي گوشي و ارتباط پيامكي با مردان غريبه مدت زماني است كه با همسرم دچار مشكل شده ام. البته من از كارم توبه و اظهار پشيماني كردم و او هم ظاهرا منو بخشيده ولي گوشيمو ازم گرفت و سيم كارتم هم برداشت و به قول خودش براي روز مبادا نگه داشته تا در محضر دادگاه ارائه بده و يك سيم كارت به اسم خودش و يك گوشي ساده برام خريده و مدام گوشيم رو چك ميكنه و حتي زمانهايي كه شبكه مشغول است و خطوط به هريخته بهم شك ميكنه و ميگه چرا تماس گرفتم باهات اشغال بودي ؟ با كي حرف ميزدي؟
و ... هنوز شك داره چند ماهي گذشته و با تمام وجود دارم بهش ثابت ميكنم كه من از كارم پشيمونم و ديگه بهش خيانت نميكنم ولي اون هنوز شك داره و به نوعي منو تحقير ميكنه يك دختر 7 ساله دارم و تمام اين ها رو بخاطر اون تحمل ميكنم .لازمه كه بگم اون خودش در سالهاي اول زندگيمون وقتي مسافرت بودم بهم خيانت كرد و خانومي رو به خانه آورده بود و با شواهدي كاملا مشخص و اعتراف خودش بهم ثابت شدولي اون زمان به خاطر دخترم كه شش ماهه بود بخشيدمش و به هيچ كس نگفتم و توقع دارم اونم منو ببخشه و ديگه شك نكنه .شما بگين چيكار كنم از نظر روحي و رواني به هم ريختم من زني تحصيكرده و شاغلم و خودم از پس زندگيم بر ميام ولي اون هم از نظر تحصيلات و هم شغل از من پايينتره ولي من دوستش دارم و زندگيم رو هم دوست دارم...
دوست عزیز اینو بدونید اکثر افرادی که متعصبانه رفتار میکنن خودشون در زندگی کارهایی کردن که امروز به همه با چشم تردید و شک نگاه میکنن...
به هر حال شما با یک فرد در دنیای مجازی صحبت کردید که میتونسته در محیط خارج هم باشه ولی دلیلی به خیانت نیست .... عصر ارتباطات هست و نباید صورت مسئله رو پاک کنید بلکه باید بدونید در این محیط ها چطور رفتار کنید ... بهتره در این مورد یک بار برای همیشه با ایشون صحبت کنید چون خودش قبلا" اینکارو کرده حق نداره شما رو در فشار و شک و تردید قرار بده و ادعایی داشته باشه ... پس گفتگوی شما در این مورد باید قاطع و صریح باشه و تمام این نگرانی ها رو پایان بده
سلام و احترام
من یه زن ۲۴ ساله هستم
یکساله که ازدواج کردم
دوران عقد متوجه شدم که حدود روابط توی خانواده همسرم رعایت نمیشه
خواهر همسرم به اندازه شوهرش با برادرش راحته
جلوش همیشه بچه شیر میده و حرفای اونجوری میزنه
حتی یکبار دوران عقد همسرم به من گفت که خواهرش بهش گفته شیر خودشو خورده و انقدر شیرش شیرین بوده که دلشو زده، همسرم به شدت تحریک شده بود و گفت آرزو کرده بخوره ازش
خواهرش حتی به دیدن فیلمهای سوپر دعوتش میکنه و اصلا شرمی نداره
همه اینا به این بهانه که برادرشه و محرمشه! به ظاهر مذهبی هستن
همسرم قبول نمیکنه که خواهرش کاراش عمدیه، میگه حواسش نیست
حتی خواهر شوهرم یکبار جلوی جمع گفت چه اشکالی داره خواهر و برادر با هم برن حموم
خواهر شوهرم از نظر من فاسده
از نظر شوهرم که حالا خیلی از خاطراتشم داره انکار میکنه فقط حواس پرته!
من چیکار باید بکنم؟
زندگیم نابود شده
تو این سن سکته قلبی داشتم
تو رو خدا کمکم کنید
دوست عزیز وقتی چنین شرایطی رو نمیتونید تحمل کنید و با معیارهای شما همخوانی نداره ...پس باید تصمیم سختی در زندگی بگیرید .... و گرنه نه میتونید شوهرتون رو از خانواده و خواهرش جدا کنید و نه میتونید خواهرش رو از برادر جدا کنید و باید یا راه سازگاری و تحمل رو در پیش بگیرید یا اینکه تصمیم جدی دیگری گرفته شود
حدود 10 سال از ازدواجم میگذرد متاسفانه با گروهی روابط خانوادگی و دور همی برقرار کردیم که زندگیم را دگرگون کرد و متوجه رابطه همسرم با خانمی در همین گروه شدم که از طریق دنیایی مجازی با هم در ارتباطند والان هم فکر می کنم که ارتباط دارند شوهرم و اون خانم انکار می کنند ما حدود دو ماه باهم مشاجره شدید داشتیم من از لحاظ روحی در وضعیت خوبی نیستم شوهرم از لحاظ عاطفی محبتی به من ندارد من یک زن احساساتی هستم و توجه لازم را از همسرم نمی گیرم و این موضوع جدید هم باعث اختلاف بیشتر ما شده نمی دونم چکار کنم با فرزندم چکار کنم هم همسرم دوست دارم هم به شدت ازش دلگیر و عصبانیت کمکم کنید
در این مورد با همسرتون صحبت کنید و در مورد احساستون حرف بزنید و بدونید این ارتباطات الزاما" ختم به خیانت نیست و شما فقط با محبت کردن میتونید ایشون رو به خودتون حفظ کنید و گرنه با زیر ذره بین گذاشتن همسرتون فقط بهانه ای برای فرار از فشار و پناه بردن به آغوش گرم دیگری بهش دادید
با سلام من دوماه نامزد کردم و قبلا سه ماه بانامزدم رابطه عاشقانه داشتم و کاملا عاشقانه همو دوس داشتیم اما بعد از یه مسله که الاتوضیح خواهم داد دعوا مون گرفت و به کل از من سرد شده،من یه تبلت داشتم و به نامزدم دادمش ازش استفاده کنه ولی من قبلا تو تبلت سه ماه پیش با کسنی چت کرده بودم ولی یادم نبود که این چت هارو پاک کنم و متاسفانه ایشون این حرفهای مارو دیده بود وخونده بود والان فک میکنه که من بهش خیانت کردم .هرچند همه پسر دختر ها قبلا دوست پسر دوست دختر داشتن و حرفهای باهم زدن اما از وقتی با نامزدم اشنا شدم من اون دوس دختر بازی هارو گذاشتم کنار و قسم خوردم که فقط اورو دوس داشته باشم وا تو این مدت خدایش عمل کردم اما نامزدم باور نداره و میگه من اشتبا کردم که با تو ازدواج کردم و نامزدت شدم وبعد کلی توضیح هنوز باورم نداره که من فقط با اون ارتباط دارم وفقط اون رو دوس دارم و گفته فقط بخاطر بابام هستش که الانم باهاتم و هزار تا بد وبیرا بهم گفته البته حق داشته من نباید اون اشتباه رو میکردم و الان گفته مجبورم تحملت کنم و باهات ادامه بدم و هیچ وقت نمیزارم بهم دس بزنی حتی اگه زیر یه سقفهم باشیم الان موندم چکار کنم بخدا دارم براش دیونه میشم ایا ممکنه که من رو ببخشه ایا امکان داره که من رو دوس داشته باشه چقد طول میکشه که او نظرش نسبت به من عوضشه و زندگی به روال عادی برگرده
باتشکر لطفا راهنمایی کنید زندگیم از هم نپاشه و من به نظر شما چکار کنم
به هر حال کاریه که اتفاق افتاده و شما باید به ایشون فرصت بدید تا در این مورد به نتیجه برسه و جواب بده ... اگر نمیتونه با این اتفاق کنار بیاد بهتره همونطور که گفتم بهش فرصت بدید تا فکر کنه .... این مسایل رو زمان میتونه از تب و تابش کم کنه
با سلام، خانمی هستم 28ساله، سه ساله ازدواج کردیم. بچه نداریم. من لیسانسه هستم و شوهرم بیسواده.به اصرار خانواده ازدواج کردیم. وضع مالیش خوب نبود. اما بعد از ازدواج هردومون کار کردیم و الان زندگی رو سر وسامون دادیم.اما تازه فهمیدم با ماشینی که من براش خریدم میره و دخترا رو سوار میکنه. تماس تلفنی مشکوک داره. خیلی بد اخلاق شده. اصلا براش اهمیت ندارم. غیر مستقیم بهش گفتم که مواظب زندگیمون باش. برای سالگرد ازدواجمان یک جشن سوپرایز گرفته بودم که با بداخلاقی همه چیز را به هم ریخت. میدونم که رابطه داره با یه دختر. اما نمیتونم ثابت کنم. در ضمن پاسپورتامون رو دادیم واسه ویزای انگلستان. نمیدونم چیکار کنم ، لطفا راهنمایی کنید. ممنون
در تمام این موارد برخورد به خودتون بستگی داره ... هیچ کس مثل شما نمیدونه این زندگی با این شخص میتونه برای شما مناسب باشه یا خیر ؟ چون شما در مورد فردی دیگر صحبت میکنید و هیچ راه حلی برای افراد مقابل وجود نداره چون تا وقتی کسی خودش تمایل نداشته باشه نمیتونید به تغییرش امیدوار باشید پس بهتره در این مورد بیشتر فکر کنید تا رفتن شما به خارج ختم به رفتارهای دیگری از ایشون نشه و شمارو آزار نده
سلامم من شش ماهه کهع عروسی کردم توی این شیشی ماه متوجه شدم همسرم فیلم های پورن زیادی توی کیفش داره که یکبارم میخوایست بزاره باهم ببیبنیم که من با لحنی ارومو منتقی ازش خواستم که ی ا ین کارو نکنه، حالا دوبار دیگه هم برحسب اتفاق ازش فیلم پیدا کردم، علتو میپرسم میگه میخوم ازت سرد نشم و بخاطر ارامش روح و جسم میبینمشون، درواقع میگه میخوام با دیدن این فیلما اتیشه عشق تورو روشن نگه دارم. اما من حالم خوب نیست نگرانم برای زندگیم نگرانم، کمکم کنید
پس در این مورد باید با ایشون صحبت کنید و حریم خودتون رو برای ایشون مشخص کنید ... و گرنه تا وقتی که ایشون از نیت وفکر شما خبر نداشته باشه نمیتونه رفتار مرتبط رو به کار بگیره
سلام من دوسالی میشه که ازدواج کردم متاسفانه دوسه ماه اوال ازدواجم دست به خیانت زدم و الان دوسال که از اون ماجرا میگذره اون هر دو یا سه ماهی یادش میوفته و یه جوری تو دلم خالیش میکنه مثل بهونه هی الکی گرفتن و بعدش تا چند روز باهام حرف نمیزنه منم باهاش حرف میزنم جواب نمیدم البته اون موقع هم که فهید خیانت ردم با یکی از پسرهای دانشگاهمون بود میخواست منو طلاق بده البته بخاطر وجود بچه ی توشکمم اینکارو نکرد و الان هر موقع دعوانون میشه میگه نمیخوامت و میخوام طلاقت بدم ولی با صبحت کردن پدر و مادرش و یکی دو بار به وسیله ی واسطه درست شدم توروخدا شما بگین چیکار کنم تا فراومش کنه خیانتم رو؟
کاری نمیتونید بکنید چون اعتمادی که از بین رفت به سختی برمیگرده و تنها کاری که میتونید انجام بدید دوری کردن رفتارهای تنش زاست که ایجاد شبهه در فکر ایشون کنه ...
سلام. احساس میکنم شوهرم بهم خیانت میکنه بهش اعتماد ندارم هرلحظه ب این فکر میکنم ک داره بهم خیانت میکنه اصلا ارامش ندارم خسته شدم. چکار کنم. خواهش میکنم راهنماییم کنید ی چیزی بگید ک بتونم ارامش پیدا کنم. اگه ممکن ی شماره بهم بدید تا با تلفن مشاوره بگیرم. ممنون میشم
خیلی دلم گرفته