شوهرم گفت دیگه تمام دیگه ادامه نمیدم من فقط میخواستم بیبنم این چرا عاشقم شده من هم با یک خط دیگه هم برا شوهرم پیام میدادم که خبر دارم با این دانشجو رابطه داری و برا دختره و پیام میفرستادم شوهرم گفت تموم شده تا اینکه ترم تموم شده دختره رفت خونشون ولی من هنوز میدونستم با هم در ارتباطن شارژپولی گوشیش بی جهت کم میشد به روی خودم نیاوردم تا اینکه با یک نرم افزار گوشیشو ریکاوری کردم و پیام هایی که حذف کرده بود را برگردوندم دیدم دوباره برا دختره پیام فرستاده عزیزم و جانم و گلم بهش گفته بهش زنگ زده بود دوباره پیام ها را بهش نشون دادم بازم یک دلیل بیخود اورد من میخواستم بفهمم این شماره ای که هم به من زنگ میزنه هم به دختره کی هست میخواستم ببینم خوده دختره است کل جریان همین بود نمیدونم به خدا چه جور بهش دیگه اعتماد کنم دوستش دارم ازش یک دختر دارم بهش هم گفتم اگه میخوای طلاق بده میرم سراغ زندگی خودمم تو هم با این دختره عروسی کن میگه من تو را زندگیمو دوست دارم شما بگید من چه جور دیگه بهش اعتماد کنم وقتی همه حرفاش دروغه