خیانت
سلام خانمی هستم ۲۵ساله که ازهمون اول ازدواج میدیدم که توگوشی شوهرم پیام وتماس اززنا هست شوهرم۳۴سالشه و۹سال اختلاف سنی داریم من ازهرراهی امتحان کردم بامحبت با صبر با گیر دادن بابیخیالی.ازاد گزاشتن.منطقی بودن صحبت کردن. همه راه هارو امتحان کردم ولی فایده نداره هر چندوقت یکبار میبینم که باکسب درارتباطه میکه من بهشون دست نمیزنم فقط دوست هستم اوایل میگفت میخوام ضربه بزنم بهشون چون به ضربه زدن.الانم میگه میخوام خوش باشم ازاین سبک زندگیایی که محدپد هستنو ساده خوشم نمیاد میخوام خوش باشم همینه که هست.بعدکه میبینه من ناراحت شدم میادو رفتارشو عوض میکنه که ازدلم دربیاره اخلاقش خوبه مشکلی نداریم باهم ولی الان دوماهه که اون یه شهره دیگه ست ومن یه شهر دیگه به خاطر کارش به صورت موقت همین چندروز پیش بایه زن مطلقه دوست شده بود که گفته بود مجردمو و این حرفا توهمون شهر ومرتب باهم بودن شوهرم اونجا خونه گرفته واقعا نمیدونم چیکارکنم که دست ازکاراش برداره من دیگه خسته شدم ودوسش دارمو نمیتونم ازش جدا شم توروخدا راهی بزارین جلوم که باید چه کاری کنم ازاسترس پیر شدم اینقدر فکر کردم














با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس نگرانی و اضطراب شما کاملا قابل درک است اگرچه به اینکه چند سال از ازدواجتان می گذرد اشاره ای نکردید.
اما اگر ایشان خیانت می کنند باید حتما نسبت به رفتار خودشان متعهد شوند و مسئولیت رفتارشان را بر عهده بیرند و بدانند که در برابر بازسازی اعتماد و جلب مجدد اعتماد شما مسئول هستند.
اما اگر این رفتار خودشان را توجیه می کنند و متوجه رفتار نادرست و مسئولیت گریزانه و غیر متعهدانه خودشان نیستند و از طریق صحبت کردن هم متوجه اهمیت موضوع و اثر تخریبی اینگونه رفتارها بر زندگی مشترک نیستند و نخواهند که خودشان را اصلاح کنند و تغییر دهند، از شما کافی ساخته نیست.
در چنین شرایطی بهتر است واقعیت را بپذیرید و ببینید آیا خودتان حاضر هستید زندگی در چنین شرایطی و با این رفتارها را بپذیرید؟
چرا که هر کسی فقط خودش می تواند خودش را تغییر دهد و رفتار دیگران تحت اراده و اختیار ما نیست.
با توجه به این موارد به شما توصیه می شود برای دریافت زوج درمانی اقدام نمایید تا راهنمایی و مداخلات لازم را در این زمینه دریافت نمایید و در صورت لزوم تصمیم گیری کنید که قرار است در آینده چه مسیری را ر پیش بگیرید.