من ۲۲سالمه و مادرم ۳۸ساله پدرم زیاد خونه نیست و شاغله و رابطه خوبی با مادرم نداره .چند وقت پیش مادرم با یه پسر فامیل چت میکرد که من بهش مشکوک بودم و درنهایت از خیانتش مطلع شدم ولی اطلاعی ندارم که تو رابطه ش تا چه حدی پیش رفته بود ولی ابراز پشیمونی کرد و منم بخشیدمش و به کسی نگفتم تا اوضاع بدتر نشه.الان مجددا مشکوک شدم و امروز صبح از خیانت دوباره ش پی بردم با یکی از مردای همسایه که مجرد هم هست از طریق رصد کردن چت های واتساپش .احساس بدی دارم دست و پاهام میلرزه و ازش متنفرم منتظرم مهمونامون برن که حسابی کتکش بزنم ولی دسام راه نمیده و میدونم کارساز نیست میخوام مشکل از ریشه حل بشه.میدونم اونم یه انسانه و نیازهایی داره ولی نمیتونم اونو بدون پاکدامنی و عفت تصور کنم حاضرم با دستای خودم بکشمش ولی جلوی خودمو میگیرم و فشار زیادی رو تحمل میکنم.الانم دارم سعی میکنم ارامشم رو حفظ کنم ولی نمیتونم از فکرش بیرون بیام.به پدر یا داییم اطلاع بدم؟چجوری اوضاع رو کنترل کنم اون هنوز نمیدونه که من فهمیدم.توروخدا کمکم کنید