با سلام و خسته نباشید اقایی هستم ۲۷ ساله الان ۳ ساله که ما عقد هسیم
هنگام خاستگار پدر همسرم گفتن ۲ سال باید عقد باشین بعد عروسی ما هم قبول کردیم
از همون روزای اول عقد که خانمم میومد خونه ما تمام اتفاقات حتی شام چی میخوریم رو میرفته به مادرش میگفته (اینو البته تازه فهمیدیم)یعنی کوچکترین جزئیات خودمو خودشو به مادرش میگه
مسافرت که میریم اگه مامانش باشه خوشحاله میگه میخنده نباشه سرش درد میگیره اعصاب نداره فقط میگه قرص سردرد بدین به من بخورم .
خونه فامیل من که میریم هیچی نمیخوره هیچی نمیگی عصبی یه گوشه میشینه
توقع داره من هروروز برم خونشون وقتی هم که میرم اصلا از هیچ کدوم اعضای خانوادش احترامی نمیبینم مث این که اضافی باشی برخورد میکنن

هر کادویی به هر مناسبتی که براش میبرم مامانش یه عیب میزاره روش همسرمم پسش میده
مثلا ۲ تا النگو خریدم بردم مادر زن اسرار که سلیقت بچه گونس ببر اینا رو عوض کن اخرش برد خودش بدون اجازه عوض کرد
یا لباس میگیرم مادر زن میگه زشته میبره خودش عوض میکنه
گل میبرم میگه این گل ها میخشکن چیه اینا میگیری برا دخترم نگیر
تازه الان هم ۳ ماه شده که اصلا جواب تلفن منو نمیده یه اشناهاشون بهم گفته مادرزنت نمیزاره باهات حرف بزنه خانمت خودش گناه نداره
میگه مهریه مو کامل بده تا باهات حرف بزنم و عروسی کنیم من الان چیکار باید بکنم ممنون