سوالتو بپرس
X

دخالت های خانوادگی

سلام من یه دختر 17 ساله هستم که دارم نهایت تلاشمو میکنم که بتونم بهترین دانشگاه رشته مهندسی قبول شم و بهترین نتیجه کنکور رو بگیرم اما متاسفانه پدرم که سابقه دبیر بودن داشته در گذشته، همش هروقت دلش بخواد دست میبره تو برنامه تحصیلی شخصی من و همش تغییرش میده و انتظار داره من پا به پاش بیام و با اون کار پیشرفت کنم. مادرم هم همینطور و این دونفر به شدت افراد تعصبی ای هستن و اصلا به حرف کسی جز خودشون گوش نمیدن. چیکار باید بکنم؟ چجوری بهشون بفهمونم که من دیگه بچه نیستم و خودم توانایی تصمیم گیری برای اهدافم رو دارم؟ چطوری متوقف شون کنم؟ لطفا کمکم کنید اونا حتی حاضر نیستن حرفامو بشنون

YM:

نمایش نظرها (1)

  • سلام. منم میخاستم جربه ای مشترکم رو بگم من علی 18از مهشد هستم. پدر مادر من هم مثل شما هستن.
    بزارید از خودم شروع کنم. بقیه دوستام سیگار میکشن و دختر بازی میکنن و لباس های گشاد و و و خودتون میدونید بیشتر
    ولی من فوتبال بازی میکنم باشگاه میرم و درس میخونم وبا لباس عادی میگردم. خونه رو تمیز میکنم دستشویی میشورم ظرف میشورم جارو میکشم و و و کلا کار خونه با من هست.
    پدرم خیلی ادم یک دنده ای هست ب طور مثال اگر روز باشد وقتی او میگوید شب است یعنی شب است. خیلی منو شدید اذیت میکنند .ب طور مثال وقتی این متن رو مینویسم همین الان توی بالکن خابیده ام
    شاید با خودت بگی من توی بالکن چیکار میکنم. باید بگم قایم شده ام تا اینکه از پدرم کتک نخورم
    پدرم بعضی موقع ها جوری منو میزنند من گیج میشوم. سه سال پیش پدرم جوری منو بخاطر گوشی بازی کردن زد که من فراموشی لحضه ای گرفتم و با اینکه با دسته ی طی توی سرم کوبید ولی یادم هست وقتی دندان. هایم رو روی هم میگذاشتم دندان های درد میگرفت. من دو بار میخاستم خود کشی کنم ی یک بار کردم.ولی چون گاز قطع بود خفه نشدم. یک بار هم فرار کردم ولی دوباره برگشتم. اصلا به اینا افتخار نمیکنم و ازشون ناراضی هستم. حرف زیادی تو دلم هست و الان خیلی سردم شده نمیتونم ب خوبی چیزی بنویسم ایدی تلگرام میدم خاستید اونجا میگ