سلام بنده در دانشگاه به یکی از هم کلاسی هایم علاقه مند شدم ودرابتدا به دلیل مشکلاتی که داشتم ابراز نکردم ودر این مدت مثل دو هم کلاسی باهم در ارتباط بودیم البته ایشان و من گاهی در مورد مسائل روزمره باهم صحبت میکردیم اما بعد از یکسال به ایشان گفتم که بهشون علاقه دارم وایشانم گفتن احترام خیلی خیلی زیادی برای من قائل هستند ولی حسی به من ندارند وچندین بار پیشنهادم رو تکرار کردم که بازم همین رو گفتن وبار اخر گفتن چون شما هستین قبول میکنم یک بار باهم به مشاوره دانشگاه مراجعه کنیم ولی بدانید که حسی بهتون ندارم واگر از روز اول حستون رو میگفتین اینقدر به هم نزدیک نمیشدیم ان راهم بگم که ایشان هر موردی یا مشکلی داشتن معمولا با من درد دل میکردن ودر جریان میذاشتن چون یه بار گفتن که با بقیه فرق دارم وبهم اعتماد دارند وایشان ابتدا با پسر دیگه از هم کلاسی ها یه دوستی داشته اند که گویا رابطشون بهم میخوره واون اقا هم الان از دانشگاه رفتند وانصراف دادند حالا واقعا نمدونم باید چه کنم هر چه که بهشون اصرار میکنم ایشون بیشتر تعجب میکنند ومیگن که دلیل اصرار بیشتر رو نمیفهمند وحاضر نیستند به من فرصتی رو بدهند که دلشون رو بدست بیارم ویه بار صراحتا گفتن که چون از روز اول به من حسی نداشتند دیگه حسی در دلشون به وجود نمیاید وبی فایدس هرچه من اصرار کنم ولی هروقت بهشون پیام میدم زود جواب میدن واصلا اینجوری نیست که بی محلی کنند اینم بگم که از نظر تفکر ودرک متقابل خیلی حرف مو میفهمیم وخیلی به نظر هم احترام میذاریم ومنم واقعا از صمیم قلبم بهشون احساس دارم ولی نمیدونم چرا ایشون نمیخواهند که یه فرصت به من بدهند خواهش میکنم کمک کنید باتشکر