با سلام. وقت بخیر.
حدود 2.5 سال پیش در محل زندگیم پسری به من توجه ویژه میکرد. من اصلا اون رو قبلا ندیده بودم. من خیلی بی تفاوت و بی توجه بودم و فکر میکردم منو با کسی اشتباه گرفته، تا اینکه کلاسی میرفتم که از جلوی مغازه پدرش رد شدم یعنی وقتی اونجا دیدمش فهمیدم کیه و فرزند اون آقاست. که در کوچه جلویی ما زندگی میکنه و مادرم کاملا آنها رو میشناسه یعنی خود پدر و مادر اون پسر و کلا شرایط زندگیشون رو میدونه. من چندین بار از جلوی محل کارش که در سر خیابان هست رد میشدم یعنی برای کلاسم که قبلا هم میرفتم ولی تازگی ها اون رو میدیدم. دقیقا این موضوع مربوط به تابستان 98 هست، بعدا متوجه شدم مثل اینکه واقعا علاقه ای داره…ولی پا پیش نمیزاشت تا اینکه من دکتری قبول شدم و دیگه رفت وآمد به استان دیگه داشتم و خیلی کم اونو میدیدم. و فکر کردم فراموشم کرده ولی خوب هر وقت منو میدید ادا و اطواری داشت که البته خودم هم بهش علاقه مند شدم.من تا همین اسفند 98 مطمئن بودم دیگه یادش رفته و قصدی نداره اما یکبار که داشتم از مسیری برمیگشتم با ماشین تا سر کوچه ما اومد و میخاست خودشو نشون بده ولی من توجهی نکردم و رفتم. آخرین بار که به بانک سر خیابان رفته بودم و او هم در بیرون مغازه ایستاده بود منو زیر نظر داشت و هنگام برگشت من اومد جلو ولی چیزی نگفت و سختش بود. ولی من دیگه واقعا علاقه پیدا کردم و منتظر فرصتی بودم تا بهم ابراز علاقه کنه…بعد کرونا اومد و برای تقریبا 1.5 ماه اصلا بیرون نرفتم. ولی تصمیم گرفتم خودم بهش بگم که حرفشو بزنه و در موقعیت مناسب که پدرش در مغازه نبود رفتم داخل و اون هم با لبخند و کمی شرم نگاهم میکرد و منم بهش گفتم که دوست داشتم حرفی بزنی و بیا هم دیگرو ببینیم و اون همم گفت باید هماهنگ کنه و من شمارشو گرفتم که بعدا هماهنگ کنه. حدود 2 ساعت بعد بهم زنگ زد که نتونستم جواب بدم و پیام داد با من کاری داشتید منم گفتم فکر میکنم شما حرفی داشته باشید و بخواید چیزی بگید. اما اون گفت من شمارو نمیشناسم و حرفی برای گفتن ندارم. البته اون واقعا منو نمیشناسه چون همیشه منو تنها میدید و با پدر یا مادر و خانواده ام منو ندیده بود. ولی میدونست که کدوم کوچه زندگی میکنم. منم گفتم باشه و بعد خداحافظی کرد. و الان از اون روز 5 روز گذشته و نه زنگ و نه پیامی داده و من خیلی ناراحت شدم چون من دختر تازه به دوران رسیده ای نیستم الان 30 سالمه و در مقطع دکتری تحصیل میکنم. قبلا هم از این موردها زیاد بوده برام ولی اینو جدی گرفتم چون خیلی راحت پدر و مادرش رو میدیدم و از اینکه میشناسمش ابایی نداشت و به خاطر همین فکر کردم قصد جدی داره…حالا که فکر میکنم نمیدونم هدفش از اون رفتارها چه هدفی داشته من خیلی دختر جدی هستم نه اینکه از خودم بگم ولی واقعا مشخصه دنباله مسخره بازی نیستم. و اون هم پسر جا افتاده ای هست نمیدونم دقیقا چند سالشه ولی حول و حوش خودم هست. چون خانوادش رو از دور میدیدم و میدونستم اهل دختربازی و جلف بازی نیست. اون کارو کردم. حالا برام این سواله که باید چیکار کنم کسی که تا دو روز قبل خودشو میکشت حالا چرا اینطور جواب داده؟ یعنی واقعا اصلا دوستم نداره؟؟ من واسه پیدا کردن شوهر دنبالش نرفتم من واقعا علاقه مند شده بودم. و کلا رفتارهای عاشق وار زیادی داشت من نمیدونم چرا اینطور شد؟ ممنون میشم راهنمایی کنید. مرسی.