سلام
من به مدت ۶ سال با دختری دوست بودم… بعد از سه سال اول دوستی و طی این مدت ما باهم رابطه داشتیم (حتی رابطه جنسی البته بدون ازاله بکارت) جوری که مامانش خودش خونه رو خالی میکرد ولی از رابطه ما خبر نداشت ..من گفتم تموم شه ودیگه جوابشو ندادم تا اینکه با مامانش رفته بودن جلو خونه و به خانوادم گفته بودن …این ماجرا تموم شد و بعد از ۶-۷ ماه دوباره به من پیام دادن و بدلیل حال بدش جواب دادم و بهش گفتم که این رابطه سرانجامی نداره و من اصلا قصد ازدواج ندارم و قبول کردن … خانواده هامون از رابطه ما خبر نداشتن تا اینکه چند ماه پیش باهم به ی شهر دیگه مسافرت کردیم و ۲ شب باهم بودیم و خانوادش متوجه شدن که دوباره باهم دوستیم و رابطه داشتیم…. الان میگن باید بیای خواستگاری، ولی نه شرایط ازدواجو دارم و نه قصدشو و ب خود دختره هم گفتم
لطفا راهنمایی کنین چیکار کنم دست از سر من بردارن؟ نمیخام دوباره ابروریزی شه
نمیدونم چیکار کنم که بیخیال من شه واقعا زندگیم داغون شده افسردگی گرفتم خواب و خوراک ندارم