سلام ۷ سال هست ک ازدواج کردیم سطح خانوادمون هم یه جور هست خیلی هم همدیگرو دوست داشتیم اما دعوا خیلی میگیریم اون خیلی به من میگه تو مرد نیستی بعضی اوقات فکر میکنم ک دنبال بهانست هربار ک دعوا شده با این ک خودم از درون میدونم ک مقصر نیستم اما مجبورم ازش عذر خواهی کنم انقدر عذرخواهی کردم فکر میکنه همیشه حق با اونه اگه هم جلوش وایسم بدتر میکنه همش میگه من باید تغییر کنم بهش میگم چرا همینی ک هستم رو قبول نداری میگه ک تو بدیهیات رو نداری تو مرد نیستی جدیدم بهم میگه چون اشک منو در میاری بی غیرتی چیزی ک میخوام بپرسم اینه من باید چیکار کنم من تا الان هم خیلی خودم رو تغییر دادم خیلی بخاطر زندگیمون خودم رو عوض کردم بهش ک میگم میگه تو چیز هایی رو تغییر دادی ک باید میدادی ک واسه یه ادم بودن همه باید میداشتن بهش میگم خب الان تغییر کردم میگه من تغییرت دادم من چطور باید رفتار کنم واقعا باید تغییر کردنم رو ادامه بدم حتی در مورد تربیت بچه هیچی نمیتونم بگم بهم میگه چون بیشتر زمان روز رو نیستم پس حق حرف زدن ندارم