سلام،من شانزده ساله ام و پسر هستم،من حداقل هر سه یا چهار روز یه بار با بابام دعوام میشه سر موصوع های مختلف،مثلا من تقریبا یه سال نیمه درس زیاد نمیخونم یعنی خوشم زیاد از درس نمیاد بخاطر این زیاد حرفمون میشه یا مثلا خانواده من خیلی روی همه چی حساسن مثلا گوشیم زنگ میخوره یا میرم بیرون حس بدی بهم پیدا میکنن در حالی که واقعا کار خاصی نمیکنم،گاهی اوقات راستش بدم ازشون میاد ولی بازم که حالم خوب میشه و تازه حس خوبی پیدا کردم بازم همون اتفاق ها رخ میده،من هر کاری رو که بوده رو برای جولگیدی از این انجام دادم،مثلا برم توی اتاقم و باهشون ارتباط زیادی نداشته باشم ولی اونم خودش داستانیه
واقعا دیگه نمیدونم چکار کنم؟حالمم خیلی بد تر از قبله لطفا کمکم کنید
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما
دوست عزیز اینکه تشخیص داده اید یک جای کار ایراد دارد و اقدام به دریافت کمک کرده اید تحسین برانگیز است و خوشحالیم که با یک نوجوان باهوش در ارتباطیم.
همانطورکه خودتان می دانید دوران نوجوانی دورانی هست که افراد آماده می شوند که در آینده زندگی مستقلی را آغاز کنند.
در این دوران با تجربه کردن و تامل و جستجو درباره هرچیزی، به دنبال شکل دادن به هویت خودشان و سبک زندگی که در آینده می خواهند هستند.
از سوی دیگر با تجربیات جدیدی روبرو می شوند و برخی چیزهای جدید و تغییرات تازه ای را در خودشان احساس می کنند.
نیاز به آزادی، که نیاز هر انسانی هست، یکی از مواردی هست که در این دوران بیشتر از قبل به چشم می خورد و افراد پس از فاصله گرفتن از دوران کودکی بیش از پیش این نیاز را در خودشان احساس می کنند.
نیاز به داشتن اسقلال، حق انتخاب و خودمختاری که کاملا هم طبیعی می باشد.
اما از آن سو پدر و مادرها هم که همیشه در قبال فرزندانشان احساس مسئولیت می کنند و می خواهند فرزندانشان مسیر درست و سالمی را در پیش بگیرند.
به یکباره با فرزندانی روبرو می شوند که به جای حرف شنوی، تبدیل به افرادی می شوند که آزادانه نظرشان را بیان کرده مخالفت می کنند و در این شرایط آنها هم اضطراب خاصی را تجربه می کنند.
بنابراین رفتارهای آنها بیشتر از اینکه از روی خصومت و دشمنی و یا بدجنسی باشد، از احساس مسئولیت و دلسوزی و بیشتر از همه نگرانی آنها سرچشمه می گیرد.
در این میان برخی از والدین مهارتها و اطلاعات بیشتری در این زمینه دارند و بهتر می توانند این فضا را مدیریت کنند و با شرایط جدید سازگار شوند و برخی کمتر.
دانستن این موضوع و نگاه کردن از این زاویه، باعث می شود پدر و مادرتان را بیشتر درک کنید و به جای خشم و نگاه خصمانه، از دیدگاه همدلانه و سفقت به اختلافات بین خودتان بنگرید.
اختلافات بین فردی همواره بین همه افراد وجود دارد و مهم این است که بدانیم و بیاموزیم چگونه با آن روبرو شویم و آن را حل کنیم.
گفتید که تلاشهایی برای کاهش جر و بحث بین خودتان کرده اید، خوب است که به اقدامات خودتان اشاره کردید.
چرا که رفتارهایی که به آن اشاره کردید جزو رفتارهایی هستند که اتفاقا باعث تخریب بیشتر رابطه می شود!
چیزی که شما به آن نیاز دارید تقویت رابطه تان با والدینتان و بهبود کیفیت آن و افزایش صمیمیت است.
چرا که نیاز به تعلق خاطر و داشتن یک رابطه سالم از نیازهای اساسی هر انسانی هست و هیچکس نمی تواند فکر کند که از آن بی نیاز است.
بهتر است بجای رفتارهایی که نام بردید و دیگر رفتارهای مخرب مانند پرخاشگری، توهین، قهر و بی توجهی، رفتارهای سالم و سازنده ای مانند همدلی، حمایت و گفتگوی همیشگی بر سر حل اختلافاتتان را جایگزین نمایید.
به این ترتیب که در فضا و موقعیتی آرام و زمانیکه خشمگین نیستید، درباره افکار و احساساتتان صحبت کنید و صحبتها و دغدغه ها و نگرانی های والدین خودتان را هم بشنوید و بعد به یک توافقی برسید و سعی کنید بر آن متعهد بمانید.
چه بسا وقتی والدین شما هم رفتاری پخته و معقول از شما ببینند، بیشتر احتمال دارد که با شما همراه شوند.
برای انجام گفتگوی سازنده شاید لازم باشد مهارتهای دیگری مانند مدیریت هیجانات منفی و خشم را هم بیاموزید.
اگرچه احساسات متناقضی مانند خشم و دوست داشتن همزمان و خیل از احساسات دیگر کاملا طبیعی هستند و در روابط بین فردی نزدیک پیش می آیند و کسی هم در این زمینه مقصر نیست.
همین احساسات متناقض را والدین شما هم احتمالا جربه می کنند که هم شما را دست دارند و هم از دست شما عصبانی می شوند.
فقط باید از آنها آگاه شد و بتوان بهترین رفتار را در این مواقع انجام داد.
و همینطور مهارت حل مساله، اینکه بتوانید مساله اصلی را تشخیص دهید و برای حل آن گزینه های مختلف را در نظر گرفته و مناسبترین آن را برای اقدام انتخاب و عملی کنید.
بنابراین از آنجا که شما فقط می توانید رفتار خودتان را کنترل کنید، بر این تمرکز کنید که چگونه می توانید با رفتار خودتان صمیمیت بیشتری با والدینتان بسازید.
چگونه می توانید آنها را به جای دور کردن و ایجاد کدورت، بیشتر به خودتان نزدیک کنید و اعتماد آنها را جلب کنید.
با توجه به اینکه نوجوان باهوشی هستی حتما گزینه های خوبی به ذهنتان خواهد رسید که برایتان کمک کنند خواهد بود.
با تمام اینها اگر باز هم فکر کردید نیازمند دریافت راهنمایی دقیتری هستید می توانید مشاوره تلفنی دریافت نمایید.