سلام خسته نباشید من یک نوجوان ۱۶ ساله هستم من در اصل میخواستم زندگی شاد داشته باشم و امید داشته باشم ولی مساعل ریز باعث میشن از این سنم نتونم استفاده کنم به شادی ممنون میشم در این مورد کمکم کنید همچنین اگه در مورد درس خواندن من اظراب و افسردگی گرفتم باعث شده به من در این مورد هم کنید خیلی ممنونم ازتون مرسی ممنون از سایت خوبتون
- On اسفند ۲۳, ۱۳۹۸, ۷:۴۴ ب.ظ
amir1657
دسته بندی: مشاوره خانواده
دوران نوجوانی
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
همانطور که می دانید دوران نوجوانی فرصت طلایی زندگی محسوب می شود.
هم از این نظر که دروازه ورود به بزرگسالی است و فرد برای زندگی آینده آماده می شود و مهارتهای لازم را کسب می کند.
هم از این نظر که شور و هیجان این دوران و اینکه هنوز بار مسئولیت زندگی بزرگسالی و مشکلات مربوط به آن وجود ندارد، بهترین فرصت برای لذت بردن است.
البته که ایجاد تعادل بین این دو ممکن است دشوارترین قسمت باشد!
چرا که ما در عین خوش گذرانی باید یه نیم نگاهی هم به آینده مان داشته باشیم تا همیشه بتوانیم لذت ببریم که این امر نیازمند برنامه ریزی است.
نکته ای که وجود دارد این است که تعریف مشخصی از لذت وجود ندارد و درک افراد از لذت و میزان آن هم با توجه به تفاوتهای فردی بسیار متفاوت است.
چیزی که مشخص است این است که همه انسانها نیازی دارند به نام نیاز به تفریح.
اما هرکسی دل خاصی را برای برآورده کردن این نیاز ترجیح می دهند.
بنابراین خواسته ها با یکدیگر متفاوت است.
البته شما واژه شادی را به کار برده اید و خیلی توضیح نداده اید، شاید هم منظورتان حس رضایتمندی و شاد بودن به معنای حس خوب داشتن باشد.
شادی یک مفهوم ذهنی است و باز هم ممکن است ادراک افراد از آن متفاوت باشد.
اما به طور کلی اگر برای زندگی خودتان هدف داشته باشید و هدفمند پیش بروید، احساس خشنودی بیشتری را تجربه خواهید کرد.
همچنین تشخیص اینکه به طور کلی در زندگی چه چیزهایی برای شما بیشترین اهمیت را دارد؟
اگر زندگی شما به چه صورت باشد برایتان ایده آل است و زندگی برای شما در چه چیزهایی معنا می شود؟
با توجه به این سوالات می توانید بهتر تشخیص دهید در چه مسیری باشید حال بهتری خواهید داشت.
مسله دیگری که می تواند ما را درگیر سیکل معیوب فکر منفی و احساس ناخوشایند کند، عدم آگاهی از افکاری هست که در لحظه به ذهن می رسد.
این افکار همواره وجود دارند و فقط یک فکر هستند نه بیشتر.
اما اصطلاحا مانند سگ پاچه گیر می مانند که هرچه بیشتر بخواهید از آنها فرار کنید، بیشتر پاچه شما را خواهند گرفت و بیشتر گرفتار خواهید شد.
درباره اضطراب و افسردگی هم هیچ توضیحی نداده اید اما اگر به نکات بالا توجه کنید و سعی کنید تصویر نسبتا مشخصی از خود ایده التان و چشم اندازی برای آینده تان داشته باشید و در این مسیر برای خودتان اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت در نظر بگیرید و با برنامه ریزی به سمت آنها حرکت کنید، همینکه می دانید چه می خواهید و احساس کنترل بر زندگی خودتان خواهید داشت، باعث می شود احساسات و حال بهتری را تجربه کنید.
و با شناسایی موانعی که در این مسیر برایتان پیش می آید، مانند افکار منفی که اتوماتیک وار به ذهن می آیند و برخورد و مواجه مناسب با آنها می توانید به گونه ای رفتار کنید که با وجود این افکار، به مسیرتان ادامه دهید و به آنها اجازه ندهید تاثیر منفی بر شما بگذارند بلکه فقط فضایی برای عبور و مرور آنها در نظر بگیرید.
با توجه به تمام اینها اگر نیاز به راهنمایی بیشتر و دقیقتری داشتید می توانید مشاوره تخصصی دریافت نمایید.