سوالتو بپرس
X

دعوا با برادر

سلام
پسری ۱۹ ساله هستم که پدرم خیلی وقت پیش فوت شد. من موندم و چن تا برادر ابله که سر هر چیز جزیی و بی اهمیتی به من و مادرم توهین میکنن، فحش میدن، دعوا میکنن جر و بحث راه میاندازن حتی نصف شب بلند بلند داد و بیداد راه میاندازن و حتی هم دیگه رو کتک میزنن جالب تر اینکه فکر میکنن کارشون درسته و اونا عقل کل ان. ینی اصلا یه درصد هم احتمال نمیدن که شاید ۱۰۰ ررصد حق با اونا نباشه من هم که تحصیل کرده خانواده هستم هر جور که تلاش میکنم بهشون بفهمونم که کارشون غلطه نمیفهمن . کتاب روانشناسی میزارم توی اتاق که ببینن شاید جذب بشن بخونن توی کنایه باهاشون حرف میزنم متلک میگم ولی اصلا انگار که عقب افتاده هستن نمیفهمن . حتی گاهی وقتا ه دیگه تحمل ندارم (البته خیلی کم پیش میاد) با شدت و تندی البته با حرف حساب و عقل پسند و دندان شکن ، مستقیم تو روشون وا می‌ایستم و جواب شون رو میدم قبول نمیکنن و فقط میگن تو دیگه خفه شو زر نزن گوه نخور و عبارات مثل این چون واقعا جوابی ندارن ک بِدن البته بگم که سن من از شون کمتره و مساله اصلی هنینه چون برادر بزرگم هر غلطی میکنه برادر کوچک تر هیچی نمیگه و به اصلاح خودشون احترام میگیرن (البته اینو نمیگن من با شناختی که ازشون دارم میگم) ولی من که رتبه های بالایی در مسابقات شهرستان و غیره دارم اصلا نمیبینن مشکل من نادیده گرفته شدن خودم نیست مشکل من بی احترامی های اونا نسبت به من و مادرم هست و اینکه اصلا دلیلی برای این کارشون ندارن و هر وقت باهاشون مثل ادم صحبت میکنم دلیلی برای کاراشون ندارن و فقط این جور مواقع فحش میدن.شاید بگین که خودم رو تغییر بدم ولی چه طور ارزش های اخلاقی خودم رو نابود کنم و خودم رو بزنم به بیخیالی که به مادرم اینطور بی احترامی بشه؟ اینکه به کسی که دوستش داری جلو چشات بی احترامی بشه اون هم بدون هیچ دلیلی خیلی سخته

189:

نمایش نظرها (1)

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    احساس ناراحتی و رنجش خاطر شما از رفتارهای آزاردهنده برادرهایتان و نگرانی که در مورد مادرتان دارید کاملا قابل درک است.
    مسلما هر کسی نیاز دارد در رابطه هایش احساس ارزشمندی دریافت کند و هرگونه بی احترامی و تحقیر و توهین باعث آزار و آسیب می شود و چنین رفتارهایی برای هر فردی ناراحت کننده است.
    اما مسئله اصلی اینجا است که اکنون خواسته شما واقعا چیست؟
    اینکه برادرهایتان تغییر کنند؟
    یا اینکه ما به شما راهی را معرفی کنیم که با استفاده از آن بتوانید رفتارهای آنها را تغییر دهید و آنها را اصلاح کنید؟
    بهتر است بدانید که چنین راهی هرگز وجود ندارد و امری غیر ممکن است و چمیم خواسته ای هم غیر واقع بینانه و دست نیافتنی اس.
    چرا که بر اساس علم روانشناسی که همان علم مطالعه رفتارهای انسان است، ذهر کسی بر اساس باورها، افکار، ارزشها، نیازها و خواسته های خودش و طبق اصولی که خودش درست می داند رفتار می کند نه طبق اصول دیگران.
    و چون ادراک افراد به دلیل تفاوتهای فردی و دانش و آگاهی و موارد دیگر، کاملا ممکن است با یکدیگر متفاوت باشد، هرچقدر هم که شما ثابت کنید درست و اصولی صحبت می کنید ممکن است از دید آنها هرگز اینگونه نباشد و مانند مثالی که خودتان مطرح کردید، بزرگی و کوچکی برایشان در اولویت باشد نه عقل و شعور و حتی همین اصل را هم به سادگی درباره مادرشان زیر سوال ببرند چون آنجا هم احتمالا موضوع مرد و زن مطرح است که شاید در نظر أنها اولویت با نظر یک مرد است.
    اینگونه قوانین صرف نظر از درست بودن یا نبودنشان، اینکه تا چه اندازه منطقی و به درد بخور هستند، باورها و اصول آنها هستند و ممکن است هیچگاه هم به نتیجه دیگری نرسند و اصلا متوجه اشتباهاتشان نشوند و نخواهند که خودشان را اصلاح کنند.
    ظاهرا شما تلاش هایی را هم در این زمیننه کرده اید که به قول خودتان بی نتیجه هم بوده است چرا که رفتارهایی مانند سرزنش، قضاوت، غر زدن و یا پرخاشگری مخرب رابطه هستند و مساله ای را هم حل نخواهند کرد.
    با توجه به این موارد اگر همچنان می خواهید بر یک خواسته نشذنی تاکید کنید می توانید به تلاشهای خودتان در این مسیر ادامه دهید اما بدانید حاصلی جز احساس ناکامی پی در پی از نرسیدن و درر نهایت فرسودگی روانی نخواهید داشت.
    در صورتی که این انرژی روانی تان را بهتر است صرف خواسته های شدنی تری بکنید که در آن از شما کاری ساخته باشد و بتوانید برای آن کاری انجام دهید.
    مثلا اگر همین خواسته شما را اینگونه مطرح کنیم که شما چگونه می توانید با وجود تمام این موارد و رفتارهای برادرانتان و به قول خودتان بی منطق بودن و عدم آگاهی شان، با آنها رابطه بهتری بسازید، موضوع متفاوت می شود.
    چون در این صورت باید به رفتارهایی فکر کنید که می توانید برای ایجاد صمیمیت بیششتر و بهبود کیفیت رابطه تان انجام دهید و کاملا هم دست خودتان است.
    پس بهتر است در مواردی که برای تغییر آن کاری از ما ساخته نیست و تحت اراده و کنترل ما نیست، مانند اطرافیانمان، آنها را در قدم اول به همین صورتی که هست بپذیریم و بدانیم در چنین شرایطی هرچه بیشتر بر این مشکل تمرکز کنیم و آنها را قضاوت منفی کنیم، خودمان خشم و ناراحتی درونی بیشتری را تجربه خواهیم کرد.
    در قدم بعدی باید ببینیم با وجود تمام اینها چگونه می توانیم بهترین خودمان باشیم و تمرکزمان را بر آنچه از ما ساخته است و تحت اراده و کنترل خودمان است یعنی رفتار خودمان قرار دهیم و ببینیم چگونه با تغییر دادن خواسته های خودمان به گونه ای که شدنی و دست یافتنی باشند، می توانیم برای خواسته هایمان اقدامات موثری انجام دهیم.
    در این مسیر می توانید مشاوره فردی هم دریافت کنید تا مهارتها و توامندی های لازم را در این مسیر به دست آورید.