سلام،من ۲۱سالمه!توی۱۶یا۱۷سالگی بادختری آشناشدم وازقضامن اون موقع توی رابطه باچندین دختربودم ودست خودمم نبود!عاشقش شدم وچون سنم کم بودیاهرچیزه دیگه ماجراباالتماس های من مبنی برموندن ادامه پیداکردوبعدازچندبارخیانت دیگه من به راه اومدم وعاشق هم ضدیم ومن به خونوادم ماجراروگفتم اونم به خونوادش گفت وخونوادشم همه مسائل ومشکلات ازدواج مثل طلا،خونه و…روبرداشتن البته این روهم بگم هنوزبه صورت رسمی خواستگاری نرفتیم وهمه چیززبونی بوده چون هردومون کنکورداشتیم وماجراروگذاشتیم برابعدازکنکوروخب حالا یه شب باتوافق دوطرفمون رابطه کامل باهم داشتیم حدودیکسال پیش(عید۹۸)!من برای کنکورخونه جداگرفتم واون اکثره اوقات میومدپیشم وتوی این دوران من متوجه شدم مشکلاتی توی این مسیربینمون وجودداره!اول بگم اون دختره کاملیه ازهمه لحاظ.مشکلی که متوجه شدم اخلاقشه که بنظرم خیلی تنده مثلامن وسایل خریدم واومدم توسینک ظرفشویی گذاشتم که ضدعفونی کنم واومددعواکردکه چراتوی خونه آوردی؟بااینکه خودشچندین بارآورده بود!یااصلامیتونست که خیلی آروم بگه که من این کاروانجام بدم!درکل دوست داره سلطه یافرمون زندگی توی دستش باشه ودقیقا همین اخلاق رومنم دارم که باعث ناراحتیم میشه!این اولین مشکلمه باهاش.مادرش،بچش که کوچیک بوده طلاق گرفته از همسرش به دلیل اعتیادهمسرش وبعدش بایکی دیگه ازدواج میکنه که اون هم معتاددرمیاد هم دزد وسابقه یکی دوبارهم زندان رفته والان که معتاده میخوادترک کنه.ازطرف دیگه هم میخوان براش مغازه سیگارفروشی ودخانیات راه اندازی کنن که اگه خونواده من اینوبفهمه قطعامخالفت شدیدمیکنه!ازطرف دیگه میگم خب من میخوام باخودش زندگی کنم نه خونوادش ولی خودشم هرازچندگاهی شایدیکی دوماهی سه ماهی یبارسیگارمیکشه یاتوی عصبانیت مصرف میکنه!ولی خب منواون باهم رابطه کامل(سکس(داشتیم ونمیدونم واقعابایدچیکارکنم؟؟؟راستش کنارش آرامش ندارم همش دلهره دارم اگه اینکاربکنم برم خونه دعوابشیم مثلا بگه فلان چیزوبخرمن اگه یه چیزدیگه بخرم احتمال دعوابالاست!باچندنفرهم که مشورت کردم میگفتن یجوری جدابشین!ولی اگه بنا برجداشدن باشه من نمیخوام اون آسیبی یرای الانش ویاآیندش پیش بیاد!لطف میکنیداگه راهنماییم کنید.