با سلام من با یه پسری حدودا یه سال پیش اشنا شدم که ایشون خیلی پسر خوبی هستن ولی از نظر فرهنگ خونوادشون خیلی متفاوت هستن.خانواده ایشون در روستا زنگی میکنن ولی ما اهل تبریز هستیم.من بخاطر خوبی وتفاهممون ادامه دادم رابطمونو خانواده ها باخبر شدن.خانواده ایشون خیلی راضی بودن بطوری هرهفته مامانش خواهرش زنگ میزدن باهام حرف میزدن.ک یهویی نظرشون عوض شد و گفتن نمیشه شما ازدواج کنید ما راضی نیستیم اصل و نصبتون رو نمیشناسیم واینا.از این ب بعد دوس پسرم خیلی اخلاقش عوض شده.کسی ک حتی یه ساعت بدون من نمیتونست الان صب تاشب فقط یبار زنگ میزنه و وقتیکه میگم جدا بشیم گریه میکنه میگم خب اگه اینطوره پس چرا اذیتم میکنی؟میگه تو گیر میدی بهم…خلاصه خیلی عذاب میکشم مریض شدم بخدا موندم چیکارکنم.ازش دور بشم اخلاقش درس میشه؟چیکار کنم؟من دانشجوی حسابداری هستم و ایشون دانشجوی اطاق عمل