سلام وقتتون بخیر
من با اقایی حدود۴سال هست ک در دانشگاه اشنا شدم و باهم دوست شدیم. من درسم تموم شده ولی ایشون هنوز چند ترم دیگ دارن تا فارغ التحصیل بشن… و هم دیگر را خیلی دوست داریم ولی همون اوایل رابطه من فهمیدم که این اقا یک دختر خاله دارن و حدودا دوسال پیش بود من یک سری چت های عاشقانه توی گوشی ایشون با این خانم دیدم ک زد زیرش و گفت اینا مال من نیست و مادرم با این خانم چت کرده و ب جای من صحبت کرده گفتم چرا تو گوشی توعه گفت بک اپ گرفتم برگشته با یه خط دیگ بوده..من از اون روز دیگ ب این اقا اعتماد نکردم وسال بعدش من با ی اکانت فیک این اقارو امتحان کردم و باهاشون قرار گذاشتم و گفتم با یکی از دوستانم میام و ایشونم با دوستشون اومدن سر قرار وقتی ازشون پرسیدم گفتن برای دوستم اومده بودم و اگر میگفتی تنها بیا اونو میفرستادم و خودم نمیومدم…و امسال داخل دانشگاه چنتا از دوستان من برای من خبر اوردن ک این اقا با خانمی رفت و امد میکنه و داره خیانت میکنه ولی باز هم زد زیر همه ی این حرفا و گفت چنین چیزی نبوده و ما فقط در حد ی دوست معمولی بودیم و رابطه ای با هم نداشتیم ولی من ب اون خانم پیام دادم و ایشون گفتن ۲ماهه باهمن ولی قبلا هم این خانم میخاستن رابطه ی کسی دیگ رو خراب کنن و من ب ایشون هم اعتماد ندارم..خاستم رابطم رو تموم کنم ولی این اقا نزاشتن و میدونم که خیلی منو دوست دارن و میخان ازدواج کنن ولی به خاطر شرایط مالی فعلا برای جفتمون مقدور نیست و خانواده ایشون کاملا در جریان دوستی ما هستند و همینطور مادر من هم میدونن..میشه راهنمایی کنید که من باید چیکار کنم و اینکه من خیلی گیج شدم و نمیدونم کی راست میگ..