با سلام.
پسر ۲۵ ساله ام دانشجو ارشد
۴ سال میشه که با دختر اشنا شدم و رابطه عاطفی شدیدی داریم البته قصدم از روز اول ازدواج بوده.
خانواده ها هم اگاهند.
فاصله مکانی میان من تقریبا ۱۰۰۰ کیلومتره.
خونواده من چند ماه پیش در حالی که برای تحقیق رفته بودن بصورت سر زده رفتن خونشون.
بعد اون قضیه دیگه هیجی نگفتن و تکلیف منو مشخص تکردن واقعا نمیدونم چکار کنم الان تا حدودی مخالفن وضعیت مالی دو خونواده کمی باهم متفاوته.
فرهنگ ها هم مختلفه.
اگر پدر و مادرم ناراضی باشن بعد ازدواج دوومی نمیاره این ازدواج.واقعااااا نمیدونم جکار کنم.
اون دختر بی نهایتتتتت به من وابسطه شده و تمام شدن این رابطه نابودش میکنه.دیگه نمیتونه پاشه دیگه نمیتونه عاشق شه دیگه نمیتونه زندگی کنه.بین دو راهی بدی قرار گرفتم