پسری هستم 35 ساله. مدتهاست دنبال ازدواج هستم ولی هر دفعه به دلایل واهی جور نمیشه. خیلی احساس تنهایی و بدبختی میکنم. از نظر مالی مناسبم.از نظر ظاهری هم همین طور. نمیدونم چرا نمیتونم کسی رو که مناسبم باشه پیدا کنم. خانواده من خانواده نیمه مذهبی هستن.وضع زندگی ما معمولی هست.خونه امون جای خوبی هست ولی وضع زندگی مون خیلی ساده است. درامدمون خوبه ولی مادرم خیلی قدیمی فکر میکنه و اجازه هیچ تغییری نمیده.پدر و مادر من سنشون بالاهست.روابط اجتماعی شون خیلی ضعیفه.تقریبا با هیچ کس رفت و امد نداریم.ظاهرا میگن دوست داریم ازدواج کنی ولی در عمل هیچ کاری نمیکنن برام.احساس میکنم فراموش شدم. من پسر خیلی تنهایی هستم با اینکه کارم جوریه که با مردم سرو کار زیاد دارم.خیلی ها منو میشناسن ولی هیچ دوستی ندارم. خیلی احساس بدبختی میکنم با اینکه میدونم برای تمام چیزهایی که دارم از جمله پول و پدر مادرو سلامتی باید همیشه خدا رو شکر کنم ولی یه موقع هایی واقعا خیلی خیلی خسته میشم. سنم داره میره بالا و نمیدونم چرا هیچ کسی که مناسب من باشه نمیتونم پیدا کنم. توقع زیادی ندارم.یه خانواده معمولی باشن با خودش نجیب و وفادار باشه هم قبول دارم .چند بار برای اشنایی با چند نفر صحبت کردم . چند بار هم رو دیدیم ولی هر دفعه بعد 2-3 دفعه همه جا زدن و گفتن نه. در صورتی که واقعا هرجور قضاوت میکنم عیب و ایراد بزرگی هم ندارم.نمیدونم گاهی فکر میکنم بختم بسته شده و یکی طلسم و جادو کرده. با یه دختری قبلا رابطه داشتم نمیخواست جدا بشیم خیلی اصرار کرد و میکنه .نمیدونم کار اونه یا نه. واقعا نمیدونم باید چیکار کنم .کمکم کنید.